درباره ی رفتارشناسی مخاطبان ادبیات ، پژوهشی علمی و سنجیده انجام نشده است . هیچ کس نمی تواند به طور دقیق گرایش یا بی​رغبتی مخاطبان را به گونه​ای از ادبیات، تحلیل یا پیش​بینی کند. به همین دلیل هر حرفی درباره چرایی این رفتار ، به مشاهدات، قراین و تحلیل های شخصی وابسته​است و به نظر می​رسد تا زمانی که فاصله​ی نیاز ادبیات و رویکرد دانشگاهی و علمی به آن زیاد باشد، در بر همین پاشنه خواهد چرخید.

جدای از این مقدمه لازم ، قراین و شواهد نشان​دهنده​ی این است که رکود اقبال نسبت به مجموعه های شعر در میان مخاطبان اندک اندک در حال فروکش کردن است و خرید قابل توجه مجموعه های شعری جدید در قالب​های مختلف و مطرح شدن نام های تازه در عرصه​ی ادبیات - به شهادت دست اندرکاران بازار کتاب- می تواند نشانه​ی امید بخشی از این تغییر فضا باشد.
نخستین مساله​ای که باید به آن توجه داشت، این است که اگرچه پیش از این مردم کمتر کتاب شعر می​خریدند،اما علاقه ی آنان به اصل هنر شعر تغییری نکرده بود،یعنی در واقع کم شدن مشتری مجموعه شعر​ها در بازار کتاب،ربطی به کاهش علاقه مردم برای خواند شعر خوب نداشت .

اگر کسی به کنگره​ها و نشست​های مردمی شعر در سال​های اخیر رفته​باشد ، شاهد بوده​است که انبوهی از شنوندگان برای شنیدن تازه​های شعر معاصر به این گونه نشست​ها می​آمدند . در واقع شعر مخاطب داشت،اما به عنوان یک کالای فرهنگی درست در بازار عرضه نمی​شد تا به دست مخاطبانبان و خواهندگان برسد.

 ترس و بی رغبتی ناشران به انتشار مجموعه های شعر دلیلی برای این فاصله افتادن بود که به لطف تغییر فضای جدید، خبرهایی از تغییر رویکرد ناشران به​خصوص ناشران بخش خصوصی در این حوزه به گوش می​رسد.بخش عمده ای از این تغییر فضا به تغییر نگرش مخاطبان شعر باز می گردد. گسترش طبقه متوسط شهری که دارای تحصیلات دانشگاهی است و گروه عمده ای از آنان را زنان تشکیل می دهند فضای تازه ای برای ادبیات فراهم آورده است .

مخاطبان جدید شعر بر خلاف مخاطبان گذشته ، چندان درگیر قالب​ها و تعریف​های سنتی از شعر و نامداران و نام​آوران این عرصه نیستند، بلکه بیشتر از نام ها و قالب ها به اصل شعر می​اندیشد.
سال​ها بود که شاعران ،شعر سپید می گفتند و به مخاطبان عرضه می​کردند اما گروه عمده​ای از مخاطبان تربیت لازم برای بهره مندی زیبا شناسانه از این قالب نداشتند، اما امروز شاعران این گونه ی شعری در کنار شاعرانی که در قالب های سنتی شعر می​گویند با اقبال مخاطبان روبرو شده​اند .چون نسل امروز خریدار ادبیات جدی است که زیبایی شناسی خاص خود را دارد و لیاقت بهره مندی از گوهر شعر را یافته​است .

نکته ی مهم دیگر این است که  نسل جدید  از توانمندی های رسانه ای و شخصی خود برای گسترش و تبلیغ ادبیات و علایق زیبایی شناسانه ی خود به شکل خلاق استفاده می​کند و نسبت به گستردن چتر علایقش متعهد است. این مساله ، ناکارآمدی رسانه های سنتی در تزریق شوق به ادبیات را تا حدود زیادی جبران کرده است .امروز بخش مهمی از تبلیغ وانتشار شعر معاصر برعهده ی شبکه های اجتماعی است که بدون داشتن تکلیف و تعهد بیرونی ، دایره ی شعر را خاموش و آرام، وسیع کرده و باعث شده ناشرانی که با شنیدن نام کتاب شعر تب می کردند ، فراخوان انتشار مجموعه های تازه بدهند.

در این میان باید به این نکته نیز توجه داشت که خود شاعران نیز اندک اندک رویکردهای تازه تری را در شعر وارد کرده​اند و برج عاج نشینی حداقل بخشی از شعرا و بی اعتنایی آن​ها به تحولات و رویدادهای اجتماعی و سیاسی که جامعه را تحت تاثیر قرار می​دهد ، پایان یافته است. به عبارت دیگر کارکرد رسانه ای شعر تحت تاثیر گسترش دایره ی نفوذ رسانه​ها باردیگر احیا شده و شاعران در اتفاقات و حوادثی که جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد، ساکت نیستند ،همین مساله باعث می شود که در میان گروه های اجتماعی که به دنبال سخنگویانی برای بازگویی دیدگاه​های خود هستند ، طرفداران تازه​ای پیدا کنند.

با همه​ی این نوشته​ها ،لازم است تاکید شود که هنوز فاصله ی میان نقطه​ی مطلوب و جایگاه فعلی استقبال از شعر معاصر ایران ، زیاد است و نباید به وضعیت امروز دل خوش داشت، بلکه باید با اصلاح بیشتر راه​های عرضه​ی شعر به مردم، به​خصوص در حوزه​ی نشر و پخش کتاب ، به این شوق روزافزون پاسخی در خور داد.

مطلب در خبر