همه كساني كه بعدازظهر روز شنبه براي شركت در جلسه نقد و بررسي مجموعه غزلهاي عليرضا بديع به خانه هنرمندان ايران رفته بودند، شاهد رويدادي بودند كه تأسف و انزجار آنان را باعث شد.

يك شاعر(؟!) جوان كه در سالهاي اخير همواره به دنبال جنجال آفريني بوده است، ناگهان سخنراني خود را در اين نشست به بهانه عدم توجه مجري جلسه به سخنان خود ترك كرد.
وي به همين بسنده نكرد و ميكروفون روي ميز را بشدت به سمت مجري مراسم كه يك خانم بود، پرت نمود و باعث ايجاد تنش در جلسه شد.

برخي از حاضران شاعر ياد شده را در حالي كه همچنان فرياد زنان به مجري جلسه معترض بود، از جلسه خارج كردند و نشست پس از مدتي روال عادي خود را پي گرفت.


در اين نشست حميدرضا شكارسري، شاعر و منتقد در خصوص ويژگيهاي زباني و تصويري غزلهاي مجموعه «حبسيه هاي يك ماهي كه دل به دريا زد» صحبت كرد.


همچنين نقدي كه سيامك بهرام پرور بر اين مجموعه نوشته بود توسط مريم جعفري قرائت شد.
بهرام پرور با اشاره به اينكه غزل بديع، غزل كشفهاي تصويري پياپي همراه با حركتهاي ظريف در فرم است، تأكيد كرد: تصويرپردازي بديع حد و مرزي ندارد و او حتي از مسايل ساده نظير باورهاي عاميانه براي ايجاد تصاوير سود مي برد.
وي با اشاره به اينكه بديع به سمت يافتن لحن خاص خود در شعر در حركت است اضافه كرد: زبان شعري او متعلق به ادبيات كهن فارسي است و او در بسياري از غزلهايش زباني نسبتاً باستان گرا را به خدمت مي گيرد، اما از سوي ديگر همواره به دنبال حفظ هماهنگي واژگان خود است.
بهرام پرور طنز ظريف بديع را متكي به خيال پردازي و داراي ويژگي گسترش به تمام متن ارزيابي كرد و در عين حال پاره اي آسانگيري هاي زباني شاعر جوان را يادآور شد.


محمدرضا شالبافان نيز در اين نشست در سخناني با تقسيم بندي مجموعه ياد شده به دو بخش، دفتر اول را متكي بر نگرش فلسفي كلاسيك ارزيابي كرد كه در آن انسان، خويش را مركز جهان مي پندارد.
وي دفتر دوم را به لحاظ عينيت گرايي و بروز شدن ابزارهاي شاعري بديع موفق تر ارزيابي كرد و از اينكه شاعر در آثار جديدش به دنبال پيگيري سروده هاي بخش دوم اين مجموعه نيست، ابراز تأسف كرد.
شالبافان همچنين از فخامت به عنوان يكي از عناصر شعري حاضر در غزلهاي بديع نام برد.


آرش شفاعي منتقد ديگر نشست با بيان تاريخچه اي از سير تطور غزل جوان خراسان گفت: بديع و همنسلان او از تجربه هايي خوشه مي چينند كه در اوايل دهه هفتاد با جسارت جمعي از شاعران جوان خراسان نظير عليرضا سپاهي لايين و محمد رمضاني فرخاني در تمام كشور جريان ساز شد.
وي با اشاره به اينكه فخامت، مؤلفه ذاتي شعر خراسانيان است، گفت: به نظر من يكي از كاركردهاي تجربيات عليرضا بديع در غزل خراسان، برخلاف نظر بسياري اين است كه او توانسته در پاره اي موارد كه فخامت، دست و پاي شعر او را مي بسته، از اين فخامت فاصله بگيرد.
شفاعي، بديع را از معدود شاعران خراساني دانست كه جسارت عاشقانه سرايي محض به خود داده اند و افزود: البته او در اين حيطه گاه چنان تندروي مي كند كه به دامن سانتي مانتاليزم مي افتد.
نكته ديگري كه شفاعي به آن اشاره كرد تهي بودن شعر بديع از شناسنامه اقليمي بود؛ وي گفت: نيما به ما آموخت كه توجه به اقليم به معناي قافيه كردن نام يك شهر نيست، بلكه به معناي آن است كه شاعر در ساختار، زبان و تصوير خاستگاه خود را كه با گوشت و پوست لمس كرده بازتاب دهد چه آنكه زمستان اخوان را تنها كساني خوب درك مي كنند كه زمستانهاي دهه چهل مشهد را به چشم ديده باشند.
شفاعي گفت: سؤال من اين است كه نيشابوري كه بارها از دل تهاجمهاي خونين سر بر آورده و دومين شهر فرهنگ ساز جهان اسلام بوده در شعر بديع كجاست؟ نيشابوري كه بوي شك خيام، عارفانگي عطار و رندانگي ابوسعيد بدهد؟


در اين مراسم همچنين عباس كرخي و ابراهيم لكزيان شاعران نيشابوري به سابقه شعري و ضعف و قوتهاي غزلهاي عليرضا بديع اشاره كردند.