خانه تاریک است مثل گور من یک روز بعد

مویه ای کن اشک شو مویی بکن یک روز بعد

مویه کن دستی که گل می ریخت زیر پای تو

دست و پایی می زند لای لجن یک روز بعد

چک چک شیر سماور در شب من می دود

استکان در حسرت لبهای من یک روز بعد

فرصت این حس داغاداغ را از من مگیر

یخ زده این بوسه ها روی دهن یک روز بعد

حس ناکام برو امروز نه یک روز قبل

حس لاکردار همبستر شدن یک روز بعد

در من اما خار خار تازه ای گل می کند

میل همآغوشی من با کفن یک روز بعد

خسته ام مانند کوهی پیر در یک روز داغ

خسته ام امروز اما این بدن یک روز بعد

کم کم از زندان مطلق بودن خود می رهد

می رود تا مرزهای نسبتاْ یک روز بعد

روی سنگی بعد از این آن نام مطلق را بجوی

یک نمی دانم چه ام یک مرد-زن یک روز بعد

رقص سیال من و اشباح مبهم دیدنی است

تا خلاصم کرده اند از حجم تن یک روز بعد

*

خانه تاریک است - روشن کن سلامی روی سنگ

بازمی خواهم برقصم سر بزن یک روز بعد