هوشنگ گلشیری آدم بزرگی بود و مثل همه ی آدمها بزرگ وقتی دیگر نیست می شود زیر نام و هیمنه اش دکان زد- جایزه ی ادبی برپا کرد و به دوستان عزیزی که وامدارشان هستیم ادای دین کرد

مدیرعامل محترمه ی بنیاد گلشیری روز قبل جمعی از خبرنگاران رسانه های همپیمان خویش را دعوت کردند تا در نشستی خبری درخصوص جایزه ی ادبی پرحاشیه ای سخن بگویند که هرسال داد همه ی اهل نجیب ادبیات را با انتخابهایش در می آورد

خانم فرزانه طاهری در حالی فرموده اند که:اولا شاگردان گلشيري يك شكل نيستند و به يك شكل نمي‌نويسند. اگر آماري گرفته شود، مي‌بينيد كتابي كه بنياد معرفي كرده است، برنده نمي‌شود. نمي‌توان مانع پيشنهاد به جامعه و مخاطب هم شد. به هر حال وقتي اثري برگزيده مي‌شود، ممكن است عده‌اي خوش‌شان بيايد و به مذاق عده‌اي نيز خوش نيايد. در هر حال شرط ما ادبيات جدي و تعهدي است كه نويسنده خود براي خودش گذاشته است؛ تنها معيارهاي ادبي دخيل نيستند- که خود بهتر از هر کس می دانند عده ای که هرساله از این بازی سالانه خوششان می آید وابستگان به بنیاد گلشیری هستند و عده ای که خوششان نمی اید همه ی دیگرانی غیر از آنان

البته ناگفته پیداست که امسال هم در برهمان پاشنه ی سالهای قبل خواهد چرخید و از اسامی نامزدهای جایزه ی گلشیری مشخص است که خواهرخوانده ها و برادر زاده ها جایزه به دست به خانه خواهند رفت و البته نویسندگانی که در رمانهایشان مدافعان قهرمان این سرزمین را همجنسباز و معتاد تصویر کردند پاداش وطنفروشی شان را می گیرند.آن چند تا لکه ی گل و هیچ را هم برای دلخوشی جوانان به لیست چسبانده اند

جایزه دادن به دوست و آشنا اینهمه تبلیغات نمی خواهد. انتخاب  مجموعه ای از نویسندگان هم پیاله به اضافه جوانان نوآمده برای  نظرخواهی و بعد داوری و ....!؟ دم خروس از همان فهرست نامزدها پیداست لا اقل به فکر آبروی آنهایی باشید که اسمشان را در لیست نظرخواهی ردیف کرده ایددلم می خواست باور کنم در ایران می شود جایزه ی مستقل ادبی راه انداخت ولی می دانم روابط در ادبیات بی در و پیکر ما کثیف تر از این حرفهاست که کسی به ادبیات بیندیشد... به هرحال اینهمه اعتماد به نفس را به مدیره عامل بنیاد گلشیری تبریک و به دوستداران گلشیری و ادبیات تسلیت می گویم