اگر بپذيريم که داستان نويس براي خلق يک اثر داستاني هميشه دنبال موقعيت هايي است که در آن «تنش» و «درگيري» وجود داشته باشد تا از دل اين «تنش»، داستان خلق شود؛ بايد گفت داستان نويسي که جنگ را تجربه کرده است ، داستان نويس خوشبختي است
«جنگ» از موقعيت هايي است که در ذات خود، تنش هميشگي و درگيري مدام دارد؛ در جنگ ، آدمها ناگهان موقعيت هاي تازه اي پيدا مي کنند. کسي ممکن است از اوج ثروت ، رفاه و خوشبختي در کوتاه ترين زمان به مصيبت و بدبختي سقوط کند و کسي نيز ممکن است از حاشيه هاي اين تغيير ناگهاني ، استفاده کند و «بار خود را ببندد»

جنگ علاوه بر اين داراي ظرفيت هاي ناتمامي براي ايجاد يا تصوير لحظات ناب انساني است. مرگ ، معلوليت ، آوارگي و اضطراب از تبعات جنگ است که در آن ، انسان ها ظرفيت هاي ناشناخته يا کم ظرفيتي هاي شگفت آوري را بروز مي دهند؛ مرگ نزديک ترين دوستان و عزيزان به خودي خود مي تواند صحنه اي باشد که شخصيت هاي داستاني تازه و بکري خلق شوند و....
«گوساله سرگردان» مجموعه اي از داستان هاي مجيد قيصري است که هنوز در حال استفاده از ظرفيت هاي پنهان مانده داستان نويسي جنگ است. قيصري بيش از آن که جنگ را به عنوان صحنه اي از زد و خورد و درگيري هاي ميان دولتها و ملتها ترسيم کند، از آن به عنوان بستري براي بازتاب ناگفته ها و ذهنيات آدمهايي استفاده مي کند که در موقعيتي خاص و استثنايي قرار گرفته اند؛ به همين اعتبار، از توپ و تانک و خون در داستان هاي او کمتر سراغي مي توان گرفت

نقد این مجموعه را در اینجا بخوانید