گزارش ايسنا درمورد ادبيات مقاومت

 بي‌شك، ارتباط دوسويه‌ي ادبيات و رويدادهاي اجتماعي، در مقاطع مختلف، تاثيرگذاري و تاثيرپذيري هايي را در هر دوي اين زمينه‌ها ايجاد مي‌كند. در سال‌هاي اخير نيز در جريان انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي هشت‌ساله، ادبيات، به‌ويژه در دو حوزه‌ي شعر و داستان، همراه با اين دو رويداد، در كنار مردم ايران بوده و درنتيجه تاثيرهايي هم پذيرفته است كه به پيدايش يا تقويت گونه‌هايي ادبي انجاميده است.
اما يكي از نكته‌هاي مورد بحث، طيف‌بندي‌هايي است كه گاهي در اين زمينه تعيين‌كننده بوده است. گروهي مي‌پندارد كه تنها معتقدان به انديشه‌ها و گرايش‌هاي ايدئولوژيك و سياسي خاص محقند كه در اين زمینه قلم‌فرسا‌يي و بالطبع، محدوديت‌هايي را هم لحاظ كنند.

متاسفانه گروهي هم در طيف فكري متفاوت با گروه نخست، با پذيرش ضمني اين موضوع در گذر زمان، فعاليت در اين عرصه‌ها را مجاز يا در شان خويش نمي‌پندارد؛ و يا درنهايت، نبود آزادي قلم يا موانعي از اين دست را دستاويز نپرداختن به چنين مهمي عنوان مي‌كند. اما گروه ديگري كه متاسفانه در اقليت قرار مي‌گيرد، با تاكيد بر ”ملي” بودن اين‌گونه مقوله‌ها، آفرينش ادبي و هنري در اين زمينه‌ها را براي هر ايراني، مجاز و بلكه تكليف مي‌داند؛ تا به رشد و ارتقاي اين گونه‌هاي ادبي و فراتر از آن، جايگاه فرهنگي ـ اجتماعي آن‌ها منجر شود.
تعدادي از نويسندگان و پديدآورندگان آثار ادبي، در طول چهار ماه گذشته ـ حد فاصل سالروز آزادسازي خرمشهر تا سالروز شروع جنگ تحميلي عراق عليه كشورمان ـ در گفت‌وگوهايي با ايسنا، به بيان ديدگاه‌هاي خود درباره‌ي ادبيات جنگ (دفاع مقدس، پايداري، مقاومت يا...) و لزوم پرداختن به آن پرداختند.
پس از انتشار گفت‌وگوي محمود دولت‌آبادي كه با بازتاب‌هاي وسيعي در محافل فرهنگي مواجه شد، جواد مجابي، خسرو حمزوي، علي‌اشرف درويشيان، محمد بهارلو و شهلا لاهيجي نيز در اين زمينه سخن گفتند:

محمود دولت‌آبادي گفت: از نخستين شليك‌هاي جنگي كه به‌واقع بر ملت ما و بعد بر خود ملت عراق تحميل شد، نوشتن در اين‌باره، فريضه‌اي براي من شده ‌است.
اين داستان‌نويس پيشكسوت با بيان اين مطلب افزود: از طرف ذهن خودم مي‌گويم كه از همان آغاز، من در انديشه‌ي اين بوده‌ام كه بايد اثري فراخور اين واقعه‌ي عجيب بيافرينم؛ و اگر تا به‌حال به‌صورت مستقيم واردش نشده و حرفش را نزده‌ام - و فقط يك‌بار در اين‌باره پيامي داده‌ام و در پايان جنگ مقاله مهمي در مطبوعات جهاني نوشته‌ام - براي اين است كه مساله از نظر من مهم‌تر و عظيم‌تر از آن است كه در عرصه‌ي مطبوعات، حرف و سخنش گفته شود. اين يك فريضه‌ي ملي است و حتما انجام خواهد شد. اگر شده كه باقيمانده‌ي عمر من صرف آن شود، حتما اين كار را خواهم كرد. بدون شك، اين دفاع، مقدس است؛ براي اين‌كه از نظر ما، هم جنبه‌ي ايماني دارد و هم جنبه‌ي ملي و در عين حال، يك واقعيت بسيار خوفناك است و بايستي كه اثري فراخوردش پديد آيد.
وي ادامه داد: اين امري است وجودي و شخصا اميدوارم توفيقي در اين راه پيدا كنم. توفيق براي اين‌كه ديني را ادا كرده باشم؛ و به‌عنوان نويسنده‌اي كه مردم در هر وضعيتي كه بوده‌ام، هرگز محبتشان را نسبت به من دريغ نكرده‌اند - و اگر هم اين‌گونه نبود باز هم - اين جزو فرايض من بوده و هست. اميدوارم كه اين سفره‌ي نفتي كه در درون من است، پيش از آنكه مشتعل شود، راه خود را پيدا كند و بتوانم به وجدان خودم پاسخ بگويم. بدانيد كه شخصا، هرگز خالي از اين موضوع نبوده‌ام.
خالق آثاري چون ”كليدر” ، ”روزگار سپري‌شده‌ي مردم سالخورده” ، ”جاي خالي سلوچ” و ”آن ماديان سرخ‌يال” همچنين در بخش ديگري از سخنانش تصريح كرد: من نويسنده‌اي هستم متعلق به همه‌كس و در عين حال، متعلق به هيچ‌ جريان خاصي نيستم. من اين را به عنوان يك نويسنده حفظ خواهم كرد. اگر گاهي اظهار نظر سياسي كرده‌ام، موضع‌گيري نبوده؛ درواقع نقطه نظرات من بوده است؛ براي اين كه درغايت، من يك ايراني هستم. اگر در اين مملكت خداي نخواسته بمبي ريخته شود، هم همسايه‌ي من و هم من در خطر قرار داريم. پس اگر لازم است گامي برداشته شود كه اين اتفاق نيفتد، من اين كار را مي‌كنم. اين جزو فريضه‌ي نويسندگي من هم هست؛ نه اين كه من موضع‌گيري خاص سياسي نسبت به اين يا آن جناح داشته باشم.
دولت‌آبادي اضافه كرد: باور كنيد من اسم وكلاي مجلس را نمي‌دانم، ‌وزرا را هم نمي‌شناسم، اما دلم مي‌خواهد خيابان‌هاي مملكتم آسفالت شود. دلم مي‌خواهد وقتي ماشين‌هاي شهرداري ‌آشغال مي‌برند، بسته‌هاي آشغال در خيابان‌ها نريزند؛ يا در امور مهم‌تر، مثلا آب‌ها هرز نشوند و مملكت آباد باشد.

جواد مجابي هم معتقد است: هيچ نويسنده و شاعري از جنگ و عوارض آن مصون نمانده و بي‌تفاوت نبوده است؛ من هم همين‌طور.
اين شاعر و داستان‌نويس در گفت‌وگويي با خبرنگار ايسنا عنوان كرد: مگر مي‌شود شخص به‌عنوان نويسنده يا كسي كه به حيات اجتماعي خود فكر مي‌كند، نسبت به اتفاقات جامعه‌اش مانند انقلاب و جنگ بي‌تفاوت باشد؟!
وي افزود: هركسي حتا اگر به‌عمد خواسته باشد از اين جريانات حرفي نزند، باز هم خواهي نخواهي به اين مساله كشيده شده و واكنش نشان داده است؛ اما اين، نوع واكنش‌هاست كه متفاوت است.
مجابي با اشاره به داستان‌هاي ”شب ملخ” و ”برج‌هاي خاموشي” كه توسط او در دوران و با موضوع جنگ نوشته شده است، يادآور شد: به‌خاطر سياستي كه آن روزها وجود داشت و جنگ را يكسويه مي‌ديد، اين نوع نوشته‌ها مورد توجه قرار نمي‌گرفت. درواقع در زمان ادامه جنگ نوع نگاه خاصي حاكم بود اما نويسنده نمي‌تواند حمايت يا رد كند، بلكه مي‌تواند نسبت به موضوعي مانند جنگ فكر كند و آزادانه بنويسد؛ آن چيزي كه ادبيات اقتضا مي‌كند.
وي با بيان اينكه نويسندگان و شاعران ما به‌صورت متمركز يا پراكنده‌اي به موضوع جنگ پرداخته‌اند، خاطرنشان كرد: شعر امروز ما سرشار از سردرگمي، افسردگي و اندوه است و اين، چه مي‌تواند باشد جز عوارضي كه جنگ به جا گذاشته است؟ همين موضوع هم درواقع نوعي پرداخت به جنگ است؛ بدون اينكه داوري‌هاي كليشه‌يي داشته باشد و موضع خاصي گرفته باشد.
مجابي گفت: تجاوز به مملكت ما همه را برانگيختو عده‌اي انديشيدند، عده‌اي نوشتند و بعضي جنگيدند. عده‌اي هم شايد ديدگاه‌هاي متضاد را داشتند، ولي به‌ هرحال همه درگير شديم.
وي با تاكيد بر اينكه ادبيات نمي‌تواند خود را از مسائل اجتماعي كنار بكشد، افزود: از سوي ديگر اينكه عده‌اي تصميم بگيرند نوعي قصه‌ي خاص جنگي نوشته شود، امر معقولي نيست. نويسنده بايد آزاد باشد تا حرف خود را بزند و در نهايت، اين مردم هستند كه تشخيص مي‌دهند چه كسي درست مي‌گويد.
مجابي در ادامه تصريح كرد: اين جنگ هيچگاه از حافظه‌ي مردم ما پاك نخواهد شد و طبيعتا از حافظه‌ي نويسندگان ما هم. چراكه نويسندگان حافظه‌ي مردم هستند و اگر حرف نزنند و ننويسند، چه بسا حافظه‌ي ملي ميل به فراموشي داشته باشد.
اين منتقد ادبي همچنين متذكر شد: مسلما در فضاي امروز، راحت‌تر مي‌توان درباره‌ي جنگ، انقلاب و ديگر مسائل صحبت كرد. اما حكومت‌ها بايد سعه‌ي صدر داشته باشند و افكار عمومي هم بايد ميدان دهند تا حرف‌هايي زده شود كه در طيف گسترده‌تري قرار مي‌گيرد و يكسويه و تك‌ساحتي نيست.
وي در ادامه‌ي اين مطلب تاكيد كرد: اگر چنين فضايي به وجود بيايد، حماسه‌هايي درباره‌ي اين دوران آفريده خواهد شد و آثاري شكل خواهد گرفت كه مي‌تواند واكنش مثبت و منفي به آن واقعه را نشان دهد.
مجابي با تاكيد بر اينكه ادبيات اصل است و موضوع گاهي مذهب است و عرفان و گاه عشق و مبارزه‌ي طبقاتي، عنوان كرد: بهتر است ادبيات را به موضوع محدود نكنيم، چراكه زمانه به آثار بهتر بهاي بيشتري خواهد داد و چه خوب است همان‌طور كه عده‌اي مي‌خواهند از موضوعي مانند جنگ عاشقانه سخن بگويند، عده‌اي هم بتوانند با داوري متنوع‌تري بينديشند.
وي در پايان سخنانش تصريح كرد: اما آنچه در اين بين مسلم است اين است كه زندگي و آزادي مردم ما مديون فعاليت‌هاي جوان‌هايي است كه ايران را با دست خالي در برابر توطئه‌هاي جهاني حفظ كردند و مطمئنا همه قدر و ارزش اين مبارزه را مي‌دانيم، اما اينكه چگونه از اين موضوع آثاري با ارزش بالايي بيافرينيم، لازمه‌اش آزادانديشي است.

خسرو حمزوي نيز گفت: پرداختن به جنگ بدون ترديد در ادبيات ما جايي دارد و ادبيات نمي‌تواند فارغ از‌ آن باشد.
اين داستان‌نويس در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا افزود: جنگ اتفاق بزرگي در ايران بوده و خانواده‌هاي زيادي به‌خاطر آن از بين رفته‌اند. اما اين موضوع در ادبيات بايد بدون جهت‌هاي سياسي بررسي شود.
وي با تاكيد بر اهميت پرداختن به جنگ متذكر شد: البته اين مشروط بر اين است كه خيلي هنري به اين موضوع نگاه شود و عناصرش دقيق تجزيه و تحليل شود نه اينكه بهره برداري سياسي صورت گيرد.
حمزوي همچنين متذكر شد: حس مي‌كنم هنوز پديدار جنگ را آن‌طور كه بايد غير سياسي نمي‌بينيم و مي‌خواهيم از اين اهرم به‌عنوان اهرم سياسي استفاده كنيم.
نويسنده‌ي ”شهري كه زير درختان سدر مرد” ادامه داد: هنوز نمي‌بينيم به پديدار جنگ به عنوان عنصر هنري و فكري نگاه شود، بلكه بيشتر آن را عنصري تبليغاتي مي‌بينيم.
حمزوي با اشاره به اينكه يكي از شخصيت‌هاي داستاني كه مشغول نوشتن آن است، فردي است كه به جبهه رفته است، خاطرنشان كرد: شخصا نمي‌توانم زياد درباره جنگ بنويسم چراكه نه به جبهه رفته‌ام و نه هيچ تجربه‌ي شخصي و مستقيمي از جنگ دارم.
وي در عين حال يادآور شد: من اصلا با جنگ مخالفم و آن را چيز ويرانگري مي‌دانم كه هيچ برنده‌اي ندارد در نتيجه چندان تعلق خاطري به آن ندارم.
خسرو حمزوي افزود: در تجربه شوروي از ادبيات جنگ بهره‌برداري سياسي شد و تا نزديك دو سه دهه گرفتار ادبيات جنگ بودند، يعني سيستم شوروي اجازه نمي‌داد نويسنده بتواند خارج از اين مقوله فكر كند؛ در صورتي كه بايد بدون هرگونه جهت‌گيري به اين موضوع پرداخت.

علي‌اشرف درويشيان هم معتقد است: امروز نوشتن درباره‌ي جنگ كاملا ضروري است.
وي گفت: مطمئنا نياز به نوشتن درباره‌ي جنگ هشت‌ساله احساس مي‌شود منتها اين كار بايد بدون جهت‌گيري و بي‌طرفانه صورت گيرد.
اين داستان‌نويس در ادامه تصريح كرد: تا وقتي كه سانسور وجود دارد و جناح خاصي متولي اين مساله است، امكان ندارد رماني مثل “دن آرام” بنويسم كه نويسنده‌ي آن مانند ميخاييل شولوخوف بي‌طرفانه نسبت به چپ و راست و سرخ و سفيد اظهار نظر كند و آنچنان شخصيت‌هاي داستاني‌اش را بپروراند كه براي همه‌ي آن‌ها تاثر احساس كنيم.
درويشيان در عين حال يادآور شد: در مجموعه‌ي ”درشتي” داستان‌هايي درباره‌ي جنگ نوشته‌ام كه داستان ”نان و نمك براي پر طاووس” آن بين 125 داستان كوتاه در اسلو برگزيده شد و جايزه برد.

ازسوي ديگر، محمد بهارلو نيز معتقد است: قطعا اگر نوشتن آثاري با مايه‌ي جنگ مهم‌تر از نوشتن رمان‌هاي ديگر نباشد، به هيچ وجه كم اهميت‌تر هم نيست.
اين داستان‌نويس و منتقد ادبي در ادامه‌ي اين مطلب افزود: شايد هم زمان لازم براي نوشتن رمان‌هاي جنگي “بزرگ” هنوز فرا نرسيده است؛ رمان‌هايي كه خواننده “حس واقعيت“ را در آنها ببيند و هرگز اين احساس به او دست ندهد كه نويسنده، به اقتضاي ملاحظه يا مصلحتي، “تقلب” كرده است.
بهارلو در عين حال متذكر شد: موضوع نوشته‌هاي بسياري از نويسندگان ما “تجربه‌هاي كوچك“ و بسيار خصوصي است و قلمرو يا دامنه‌ي بزرگي از جريان يا هستي اجتماعي را دربر نمي‌گيرد. اين مساله به خودي خود ارزش‌هاي ادبي يك متن را نفي يا تضمين نمي‌كند، اما پرسش اين است كه چرا نويسندگان ما از تجربه‌ي بزرگي مانند جنگ هنوز رمان مهمي پديد نياورده‌اند. واقعيت اين است كه اين پرسش، يا مساله، فقط به جنگ محدود نمي‌شود. در رمان ما نه فقط از جنگ، بلكه حتا از تجربه‌هاي انقلاب و از بحران اجتماعي و بيكاري و از زلزله و جنبش‌هاي كارگري و روستايي و تحولات سياسي - از آن چه واقعا در كانون جامعه‌ي ما گذشته است و مي‌گذرد - هنوز تصويرهاي زنده و خيره‌كننده‌اي به دست داده نشده است.
وي متذكر شد: شايد پاسخ به اين موضوع كه ازسوي گروه‌ها و محافل خاصي مورد انتقاد قرار مي‌گيرد، اين باشد كه اصولا نويسندگان و روشنفكران ما با نوعي بي‌اعتنايي يا تحقير به اين “تجربه“‌ها، يا مضامين، نگاه مي‌كنند و پرداختن به آنها را تلخ و پوچ مي‌دانند كه مي‌بايد از آنها پرهيز كرد. احتمالا در اين انتقاد مقداري از حقيقت نهفته است؛ به ويژه اگر غيبت نويسندگان را از صحنه‌ي ادبيات جنگ به معناي پرهيز آنان از نوشتن درباره‌ي جنگ، يا به تعبير همان منتقدان، جاخوش كردن يا گرفتار شدن در “برج عاج“ بدانيم.
وي در ادامه گفت‌وگو با ايسنا تصريح كرد: اما، به گمان من، ننوشتن درباره‌ي جنگ الزاما، ملاكي براي تعيين هويت ادبي نويسنده نيست، و طبعا تعبير جاخوش كردن يا گرفتار شدن نويسنده در “برج عاج“ همواره از آن استنباط نمي‌شود. ننوشتن درباره‌ي جنگ به معناي نوع خاصي از داوري كردن درباره‌ي مطلق جنگ نيست؛ همان‌گونه كه نوشتن درباره‌ي جنگ نيز، مانند نوشتن درباره‌ي هر فاجعه‌ي انساني ديگري داوري خاص و هدايت‌شده‌اي را، چنان كه اغلب مي‌بينيم، لازم نمي‌آورد.
به گزارش خبرنگار ايسنا بهارلو سپس خاطرنشان كرد: معيارها و مقررات خشك و سخت سياسي حاكم بر اوضاع فرهنگي و ادبي ما را، به مقدار فراوان، بايد در پرهيز يا بر كنار ماندن نويسندگان از نوشتن درباره‌ي جنگ مؤثر دانست، گيرم اين موضوع همه‌ي حقيقت نيست، نمي‌توان صرف اشتغال خاطر يا علاقه‌ي نويسنده‌اي را به موضوعي با قابليت و توانايي آثار نويسنده در خلق اثري متضمن آن موضوع مترادف گرفت. داشتن تمايل و آزادي لازم براي زبان باز كردن در ميدان يك موضوع، در اين جا جنگ، يك چيز است، و توانايي داشتن و موفق بودن در بيان آن يك چيز ديگر.
وي ادامه داد: تجربه‌هاي پراكنده پاره‌اي از نويسندگان نام آور ما در نوشتن رمان‌هاي جنگي نشان مي‌دهد كه ما در اين عرصه‌ي ادبي به جاي به تعويق انداختن قضاوت به نحوي نامعلوم، كمابيش، بنا را بر نوعي ساده‌انگاري عوامانه گذاشته‌ايم؛ و هم‌چون خيل نويسندگان “ادبيات جنگ“ مقاصد ادبي را به نفع اغراض ديگر از دست گذشته‌ايم. واقعيت اين است كه نوشتن درباره‌ي جنگ، الزاما، به معناي داوري كردن درباره‌ي آن و تاييد و تحسين جبهه‌ي “خودي‌ها“ نيست، بلكه مهم اين است كه آيا از عهده‌ي طرح و توصيف مسائل معروض روايت خود برمي‌آييم يا نه.

اما شهلا لاهيجي، يكي از ناشران طيف متفاوت كه تاكنون به نشر برخي از آثار نويسندگان شناخته شده در اين عرصه اهتمام ورزيده، معتقد است: تأثيرات جنگ بر تمام وجوه زندگي مردم هنوز جايگاه مهم خود را دارد و ضرورت پرداختن به آن احساس مي‌شود.
مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان عنوان كرد: در تمام دنيا وقتي جنگي اتفاق مي‌افتد، تأثيرات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي بر زندگي مردم به‌جا مي‌گذارد و منظور از ادبيات جنگ، حماسه‌هاي قهرماني نيست؛ بلكه ‌منظور، آن بخش از ادبيات است كه تأثير جنگ را بر اين مباحث زندگي مردمان تعريف كند.
وي افزود: مثلا پرداختن به زندگي كسي كه آواره شده است، زاد بوم خود را از دست داده و بايد در فضاهاي غريب زندگي كند و ناگريز خود را با شرايط موجود تطبيق دهد، نوعي از ادبيات جنگ است. نوشتن از كوچ و بي‌خانماني كه به‌واسطه جنگ به وجود آمده و يا دختري كه از مدرسه رفتن محروم مي‌شود نيز همه و همه ادبيات جنگ است.
لاهيجي در ادامه تأكيد كرد: خيلي‌ها ادبيات را قايم به ذات مي‌دانند ولي پرداختن به جنگ و پيامدهاي آن هم هنر است؛ البته اگر هنر را از زندگي مردم جدا ندانيم و اصلا تفاوت زندگي انسان با زندگي حيواني در اين است. اين‌گونه است كه ادبيات جنگ جاي خود را پيدا كرده است.
وي با تأكيد بر تفاوت ادبيات جنگ از اسطوره‌سازي يادآور شد: منظورم از ادبيات جنگ، شرح و حديث زندگي مردماني است كه جنگ ناخواسته برآنان تأثير مي‌گذارد.
لاهيجي همچنين يادآور شد: پرداختن به جنگ‌هاي بزرگ جايگاه خود را دارد اما پرداختن به جنگ‌هاي كوچكتر هم مي‌تواند تأثيرگذاري خاص خود را داشته باشد چنانچه بارگاس يوسا در جنگ آخرالزمان از جنگي صحبت مي‌كند كه شايد هيچ‌كس آن را به‌خاطر نمي‌آورد. اما روايت يوسا از زندگي مردم برزيل در آن مقطع بسيار چشمگير و درخشان است.
لاهيجي همچنين درباره رويكرد انتشارات روشنگران و مطالعات زنان به چاپ كتاب‌هايي در زمينه ادبيات جنگ گفت: هر اثري كه بيانگر دوران ما باشد و با صداقت آن را بيان كرده باشد، به چاپش رويكرد داريم. منتها آن ادبياتي را ادبيات واقعي جنگ مي‌دانيم كه قهرمانانش مردمان عادي باشند، قهرمانان بي‌نام، قهرمانان زندگي كه اسطوره‌هايشان هم اسطوره‌هاي زندگي و زيستن است و بعضي وقت‌ها اسطوره‌هاي دوران شكست كه بيانش بيان زندگي است.
وي در ادامه تصريح كرد: شايد نگاه ما به ادبيات جنگ از آنچه نهادهاي دولتي در پي‌اش هستند متفاوت باشد ما مردم را تعقيب مي‌كنيم، نه گروه خاصي و نه شجاعت‌ها را. ما ممكن است ترس‌ها را دنبال كنيم كه براي هر انسان وجود دارد و واكنشي كاملاð طبيعي است؛ چون واكنشي انساني است. ما در فضاي جنگ كه مرگ بر آن حاكم است، در پي نياز به ميل زندگي هستيم.
لاهيجي همچنين يادآور شد: بخش حماسي جنگ را دولت‌ها مي‌سازند، همانطور كه فيلم‌هاي بزرگ دنيا در زمينه جنگ با بودجه دولت‌ها ساخته شده است اما همان‌ها هم ادبيات جنگ را دارند آنجا كه مردم شخصيت‌هايش را مي‌سازند.

البته گزارش فقط با سوگيری ادبيات داستانی کارشده و جای نظرگاههای شاعران خالی است ضمن اينکه مانند اغلب مطالب ايسنا پر از غلط بود که يک دستی به سروگوشش کشيدم!