اعتراف می‌کنم

که معتادم

به شیشه

تا تو درآن تابیده‌ای

 به شیشه‌های کج شده

که در لامذهب تمنای تو سرریز است

بیماری خطرناکی دارم

شعر می‌گویم و گریه می‌کنم

گندت بزند‌های دنیا در گلوی من است

 

بچرخان شیشه را

هنوز معطل!

شدید تعطیلیم