آسمان

 به اتهامهاي بي د ليل بسته بود

پرنده

بي پناه و خسته بود

پيش رو هزار و يك تفنگ تشنه

در كمين اشتباه او

ميل پر زدن

رهاشدن گناه او

پرنده دستهاي خسته ي مرا كه ديد

پر كشيد

راستي

بوسه هاي يك پرنده ي رها

چه شاعرانه است