خوشی و مهر ورزی برتر  از حد مقرر رفت

شبیه شیر روی گاز خوشبختی ما سر رفت

تمام شهر تهران را بگردی شهروندی نیست

ولی جمعیت کاشان ز میلیون ها فراتر رفت

اگر دزدیده شد یک هسته مرد ما در این هستی

شبیه جیمز باند از حلقه ی جاسوس ها در رفت

در آن سوی جهان مشکل  به کار تام کروز افتاد

به دیدار رئیس دفتری در سوی دیگر رفت

ز جنگ نرم و سفت اصلاً نمی بینید آثاری

و اینترنت به کلی در فجیره زیر لنگر رفت

نگاه تیم آرژانتین ز " لیونل مسی" برگشت

به بازی های خوب کاپتان ما "غضنفر" رفت

به عقد مردی ایرانی در آمد "آنجلینا" جان

ز بس این "پیت" هرزه با دلیل زلزله ور رفت

سه سوته هرچه فیلم و داستان بهداشتی گردید

چنان که حوصله ی قیچی و ماژیک و کاتر سر رفت

به دور مکه چرخی زد به بخش اول کارتون

سپس این " حاج هاچ" ما به جست و جوی مادر رفت

کمی اصلاح شد کار رز و جک، تایتانیک 2

نکاح ان دو از آغاز  در کشتی مقدر رفت

پس از این "حاج کاظم " می شود تا جان به تن دارد

همانی که به شکل مارمولک  روی منبر رفت

برادر "دیو" ، گل در دست مثل بچه ی آدم

برای خواستگاری خانه ی دوشیزه "دلبر" رفت

پس از این موردی در خسرو وشیرین نخواهی یافت

از ان جایی که یک خواهر به دیدار برادر رفت

و شیرین همسر قانونی فرهاد شد آخر

به کوه بیستون یعنی محل کار شوهر رفت

یوزارسیف زمانی رفت فرش قرمز اسکار

زلیخای ریاحی  روی انتن ها مکرر رفت

به روی انتن از نو " دیدنیها " و " اوشین" یا که

سری تازه ای از ماجرای"چاق و لاغر" رفت

مهارت ها برای زندگی گردید آپ تو دیت

متدهای جدید تربیت: گاو آمد و خر رفت!

به قول مردم دهلی: عجب مقبول دنیا هه

به قول مردم مشهد: ببین یرگه! چه بهتر رفت!