تا صبح بر لبان من و تو ترانه بود
دریا شبیه یک غزل عاشقانه بود
بحری لطیف بود، ردیفش ردیف بود
موسیقی کناری موج و کرانه بود
آن شب حواس روسری ات باز پرت شد
انگشت های ملتهب باد ، شانه بود
از جای پای وحشی مرد و زنی جوان
برساحل شنی همه جایی نشانه بود
گفتم اگر ترانه ی دریا شنیدنی است
من عاشق سکوت توبودم؛ بهانه بود
از مرزهای مطلق محدود رد شدیم
دریا هنوز پشت سر ما روانه بود
گیرم که دست می زدی و  شاد می شدیم
پای غمی  غریب ولی در میانه بود
خورشید می رسید شبیه زنی عبوس
تقدیر جاده بود، سفر بود، خانه بود