آیا شرایط داوری جوایز ادبی تغییر کرده است؟ به نظر می رسد کم کم باید برای داوری آثار در جوایز ادبی شرایط تازه ای تعیین کرد که بر اساس آن کسی معترض داوری و نتیجه ی آن نشود. یکی از این شرایط ارسال فتوکپی گدرنامه و نیز برگه ی رسمی احراز هویت و عدم سوء پیشینه است.

ماجرا این است که در یکی از جایزه های ادبی- روشن بگویم جایزه ی کتاب سال شعر جوان- کتابی برگزیده شده است که شاعر آن امروز ساکن فرانسه است و همین مساله که چرا جایزه ای که در داخل کشور و با حمایت وزارت ارشاد برگزار می شود و به نام زنده یاد قیصر امین پور است به شاعری ساکن فرانسه اهدا شده است که گویا زیر بعضی بیانیه ها را هم امضا کرده است، اعتراض هایی را برنگیخته است.
اول از همه بنویسم که خانم رجا چمنکار که شاعر مورد اشاره است ، هر موضعی گرفته و هر بیانیه ای را امضا کرده است به خودش مربوط است و قصد من حمایت از موضع گیری سیاسی احتمالی وی نیست. خود شاعر را هم جز یک بار به سلام و علیکی سرد ندیده ام . نهادهای امنیتی و قضایی ما هم کارشان را خوب بلدند و هروقت که نیاز به برخورد با کسی – از جمله یک هنرمند باشد- در اجرای وظایف خود نه اهمال می کنند ، نه تعارف .
نکته ای که در این میان برای من مجهول است این است که آیا در یک جایزه ی ادبی قرار است مواضع، شخصیت ،خوبی و سلامت  نفسانی و مراتب تعهد شاعر مورد قضاوت قرار بگیرد یا متن؟ داوران قرارااست ادبیت یک متن را بررسی کنند یا صلاحیت های شخصیتی صاحب متن را؟ گروهی داوران که کمتر کسی در صلاحیت ادبی آن ها می تواند شک کند از مجموع چند کتاب که به دور نهایی راه یافته اند ، یک کتاب را که دارای مجوز وزارت ارشاد اسلامی بوده است به عنوان بهترین کتاب انتخاب کرده اند. معنی صریح و غیر قابل خدشه ی این انتخاب این است که متن کتاب از نظر ارزش ادبی بیش از بقیه ی کتاب ها بوده است . طبیعی است اگر اعتراضی به این داوری است باید بر مبنای مبانی نقد ادبی باشد نه نقدهای فرامتنی . دبیر و برگزارکننده ی جایزه نیز اگر این انتخاب داوران را بر نمی تافت و اعلام نمی کرد رفتاری غیر حرفه ای انجام داده بود .
برگزیده شدن یک کتاب در یک جایزه ی ادبی ، به معنای تایید همه ی موضع گیری های صاحب آن اثر است ؟ عقل سلیم می گوید چنین نیست پس دلیلی نداشت که وقتی کتابی از نظر گروهی داوران از میان دیگر کتاب ها بهتر است ، اسم او را در موتورهای جستجو ، بجویند و ببینند کجا و درباره ی چه کسی چه حرفی زده است یا فتوکپی گذرنامه اش را مطالبه کنند تا معلوم شود در کدام شهر و کشور زندگی می کند.
همه ی گلایه ی اهل هنر از دخالت بی پروای سیاست در حوزه ی هنر است . به نظر من اگر قرار است عملکرد یک مرکز فرهنگی مورد بررسی قرار گیرد ، بهتر است به جای پنهان شدن پشت دلایلی که کارکرد و ماهیت جایزه های ادبی را زیر سوال می برد، حرفمان را روشن و صریح بزنیم و به طرف مقابل نیز اجازه ی دفاع از خود بدهیم .
 
این یادداشت نخست در خبرآنلاین منتشر شده است
گفت و گوی من با روزنامه تهران امروز را که دوست نازنینم محمدرمضانی فرخانی زحمتش را کشیده بود اینجا بخوانید