صفحه شعر این هفته روزنامه قدس را با نقد لیلاکردبچه و خوانش حمیدرضا شکارسری بر مجموعه شعر راضیه بهرامی، معرفی یک کتاب شعر و حرفهایی درباره"فیض بوک" در اینجا بخوانید

مطلبی درباره کتاب خدمتکار و پروفسور در اینجا

 

مثل تندیس فروریخته کورم، لالم

جسدِ زنده‌ی در معرض ِ اضمحلالم

مثل وقتی که تو رفتی به سفر،غمگینم

مثل وقتی که بخندی به کسی، بدحالم

گاه می گویم از زندگی‌ام خسته شدم

گاه می گویم مرگ آمده استقبالم

کودک تشنۀ آغوش توام بیخود نیست

صبح‌ها یکسره غر می‌زنم و می‌نالم

خواستم با نفست لحظه‌ای آرام شوم

گوشی ات گفت که از صبح سحر اشغالم

هرچه از صبح در خانۀ حافظ رفتم

"بوی بهبود ز اوضاع..." نیامد فالم

***

چای می‌خوردم و دنبال قوافی بودم

زنگ زد: دیر شده، زود بیا دنبالم...