شاعری پیش صاحب عبّاد قصیده‌ای آورد هر بیت از دیوانی و هر معنی زاده‌ی طبع سخندانی.صاحب عبّاد گفت:از برای ما عجب قطار شتر آورده ای که اگر مهارشان بگشاید هریک به گله‌ی دیگر گراید.

همی گفتی به دعوی دی که باشد

به پیش شعر عذبم انگبین هیچ

زهرجا جمع کردی چند بیتی

به دیوانت نبینم غیر از این هیچ

اگر هریک به جای خود رود باز

بجز کاغذ نماند بر زمین هیچ

 

بهارستان جامی- تصحیح دکتر حاکمی- ص 86