بودا

بر زانوی خود می زد و

آرامبخش مصرف می کرد

 

مراعات النظیر از پروانه و گل رفت

و تارها به گوشه ی حصار خزیدند

 

تو رفته ای

و جهان

در یک مریع کوچک جا می گیرد