درمقام ماه و ماهور

نقدی بر مجموعه ی شعر سکوت آزاد است اثرسيدضياءالدين شفيعی


 
 
images/20041228/sokut.jpg


روزنامه ی جام جم ۹دی۸۳ 

نسخه قابل چاپ ارسال کنید

از «شرح خوابهاي گذشته» تا «سکوت آزاد است» ، سيدضيائالدين شفيعي و شعرش ، عرصه هاي تازه تري را پيموده و اينک در هياتي تازه خود را نمايانده است.
شفيعي با کاستن از دغدغه هاي پيراموني ، سعي کرده بيش از پيش بر شعرش تمرکز يابد و ثابت کرده است اين توانايي را دارد که مخاطب خود را با جلوه هاي تازه اي از درنگ ها و تجربه هاي برآمده از خلوت شاعرانه اش روبه رو کند.
او سعي کرده است در زمانه اي که از ديدگاه بسياري «معاصر بودن» به معناي نفي همه توانايي هاي زباني و پيشينه اي شعر فارسي و سخن گفتن از سر ابتذال و بي دردي است ، از سر تعهد به زندگي پيرامون خود نظر کند و در عين حال حول و حوش زندگي روزمره انسان همين امروز را جستجو کند.
در شعر شفيعي سيگار و تلفن و پليس و چراغ قرمز و اخبار شامگاهي و پادگان و... به عنوان جلوه هايي از زندگي معاصر از حاشيه زندگي برداشته شده و براي کامل شدن پازل ، شعر در کنار قطعات ديگر قرار گرفته است.
به عبارت ديگر شاعر سعي کرده است از فضاهاي نيمه سنتي شعر امروز بريده و به شعر مدرن نزديک شود؛ اما مدرنيسم شعرش آنچنان اغراق آميز نباشد که چشم ذوق را بزند و براي درک به بيانيه هاي پيوست نيازمند باشد. البته به نظر مي رسد گاهي شاعر شيفته اين تجربه نو شده است و دغدغه مدرن شدن ، به موضوعي براي شعر او تبديل شود، به عبارت ديگر شفيعي به جاي اين که سعي کند شعري بگويد که در عين حال مدرن باشد، کلمات نويي را انتخاب کرده است که بر مبناي آن کلمات شعر بگويد.
درضمن بايد گفت قسمت آخر مجمو عه «سکوت آزاد است» که از کارهاي کلاسيک آن هم با زباني نزديک به ترانه گزينش شده ، به يکدستي کل کار لطمه زده است که شاعر براحتي مي توانست از آن صرفنظر کند.
نکته ديگر در آثار جديد شفيعي توجه او به گزيدن و پيوند زدن ميان واژگان است. او سعي کرده است در چيدمان کلمات خود، با انتخاب واژه هايي که در نهان داراي رابطه اي معنوي يا موسيقايي هستند، علاوه بر روايت متني به رابطه اي فرامتني و ديگرگون ميان کلمات نيز دست يابد.
به گوشه هايي از اين تلاش و جلوه هايي از اين دغدغه در پي اشاره خواهد شد، ولي به نظر مي آيد که نسبت ميان اين تلاش با کل مجموعه اندک است و مي طلبد که شاعر در بسياري از سروده هايش اين دغدغه را لحاظ کند و آنان را باز آفريند.
ارتباطي که از آن صحبت شد يا براساس پتانسيل معنايي کلمات بنا شده است ، مثل اين قسمت: صدا مي زند / چشمهاي نگريسته را / به طرح دوباره شوق.

که واژه «نگريسته» باتوجه به معناي ايهام آميز خود در کنار کلمه چشم خوب نشسته است.
يا اين که اين رابطه بر مبناي موسيقي ميان کلمات بنا شده مثل:
کلاغ در اتصال سيمها و سلامها / لانه کرده بود

 و همين توجه به ارتباط ميان واژگان است که باعث شده در شعر او اينچنين پاره هايي بدرخشد که:

ستاره اي در خوابم افتاد
چشماني شيرين
در ته جرعه تلخ کابوس


که روابط تو در توي «ستاره / خواب ، چشم / خواب ، خواب / کابوس ، شيرين / تلخ ، جرعه / تلخ و چشم / شيرين» در آن نشانگر دقت شاعر در گزيدن کلمات است. اگر چه اين سختگيري شاعرانه گاهي در برخي اشعار مجموعه سست مي شود و شاعر با دور شدن از اين فضا به دامن صراحت و شعار مي غلطد که شعر «چشمم را نمي بندم» از اين دست است.
توجه شاعر به لحاظ کردن اقتصاد کلمات و در نيفتادن به دامن شرح و بسط شعر نيز، نکته مهمي است که گاه شفيعي با شيفته شدن نسبت به بازيهاي زباني و کشفهاي شاعرانه اش از آن غفلت ورزيده است. در شعر چراغ قرمز مي خوانيم:
قرمز، زرد/ سبز/ درخت ؛ يک جوانه بالاتر/ سبز، زرد/ قرمز/ درخت ؛ يک انار رسيده تر/ قرمز/ زرد/ يک برگ افتاده تر/ O /درختي بر چهارراهي / و چراغ / بيهوده در گردش.../O /اين شعر / پشت همين چراغ قرمز بالا نوشته شد.
که پاره «درختي بر چهارراهي و چراغ بيهوده در گردش...» در آن کاملا زايد مي نمايد باري آنچنان که گفته شد. «سکوت آزاد است» مي تواند نقطه قابل اتکايي در کارنامه شعري سراينده اش حساب شود اگر شفيعي بيش از پيش نسبت به واژگان شعر خود دقيق شود و با بي رحمي يک منتقد سخت گير در آنها دخل و تصرف کند.