شعر جوان به حال خود رها شده است


اين مصاحبه را چند روز پيش خبرگزاری شبستان روی خط فرستاد که البته تنظيم بدی داشت و زحمت اديتش افتاد پای خودم...!

دوست دارم دوستان جوان بخصوص در مورد قسمتهای آخر مصاحبه که راجع به شعر جوان صحبت کرده ام نظر بدهند ...تا چه قبول افتدو چه در نظر آيد...!










آرش شفاعي شاعر جوان در گفتگو با شبستان :


 

انقلاب در دو حوزه صورت و معنا شعر را متحول كرد
 
 

مهمترين ويژگي  شعر انقلاب تلفيق سنت و نوآوري در شعر ما بود كه تا پيش از اين متناقض نما به نظر مي آمد ، كه هم شعر مدرن و نوآورانه گفت و هم به سنتهاي ادبي گذشته پايبند بود.

 

آرش شفاعي دبير سرويس اجتماعي روزنامه قدس مي باشد و از ايشان يك مجموعه شعري به نام ""تا فراسوي رفتن"" چاپ شده است.
آرش شفاعي جايگاه دين و معنويت در شعر جوانان در بعد از انقلاب را مورد بررسي قرارداد و عنوان كرد:
همه حوزه هاي فرهنگي بعد از انقلاب تحت تاثير رويكرد مذهبي و معنوي انقلاب تغيير كرد و تاثير پذير بود از جمله حوزه فرهنگ و ادبيات بخصوص بحث شعر، اين رويكرد يك تغيير ژرف و باطني را بوجود آورد و ديدگاه شاعران را نسبت به مقوله شعر تحت تاثير تغييري كه در جهان بيني و ايدئولوژي آنها بوجود آورد تغيير داد. در نتيجه آن تغيير بزرگي كه در روي مردم جامعه و بخصوص نخبگان از جمله هنرمندان بوجود آمد ،  در گونه هاي  عيني آن مثل ادبيات – شعر – تئاتر – موسيقي داستان و.. خود را نشان داد و امروز مي توانيم رگه هاي جريانها و نمودهايي از اين تاثير گذاري مذهب بر هنر و آثار مذهبي و آثاري كه تحت تاثير آن جهان بيني مذهبي سروده شده در كشور پيگيري كنيم. تفاوت جوانان امروز با نسل قبل اين بود كه نسل اول دوره اي را خارج از اين فضا طي كرده بودند. ولي جوانان به اين دليل كه از ابتداي ورود به شناخت و درك ، تحت تاثير مذهب و فضاي مذهبي كشور بودند اين جلوه و نمود در آنها شديدتر است.


دبير سرويس  اجتماعي روزنامه قدس ويژگيها و مولفه هاي برجسته انقلاب و وجه تمايز آن بر شعر گذشته را مورد ارزيابي قرارداد و گفت:
انقلاب در دو حوزه صورت و معنا شعر را متحول كرد و شعري كه پس از انقلاب متولد شد شناسنامه و هويت كاملا مشخصي دارد و از شعر قبل از انقلاب جدا است اما تجربيات مثبتي كه از انقلاب داشت بهره مند است. مهمترين ويژگي كه شعر انقلاب دارد. تلفيق سنت و نوآوري در شعر ما بود كه تا پيش از اين يك مقدار متناقض نما به نظر مي آمد ، كه هم شعر مدرن و نوآورانه گفت و هم به سنتهاي ادبي گذشته پايبند بود ولي در شعر بعد از انقلاب اتفاق افتاد و شاعران از ايما ژها ،زبان و روايتها و از تجربيات بر آمده از تجربه نيما استفاده كردند و در حوزه معنا به سنتهاي شعر فارسي برگشتند و بين شعر گذشته و امروز پل زدند و آثار خوبي هم در اين عرصه آفريده شد.


اين شاعر جوان درباره اينكه آيا شعر انقلاب بازگشت به يك تفكر ديني بوده تصريح كرد و افزود:
تفكر ديني قبل از انقلاب هم وجود داشت ما در قبل از انقلاب شعرهاي ديني خوبي داريم. شما در آثار خانم دكتر صفار زاده، آقاي دكتر گرمارودي و بعضي شاعران ديگر كه به طور پراكنده شعرهاي مذهبي، ديني خوبي در قبل از انقلاب سرودند اين را مي ببنيد.


وي گفت:شعر انقلاب – شعر مذهبي را از حالت منزوي و كنار رفته خارج كرد و آن را كه خيلي در مجامع تبليغ نمي شد و روشنفكران با آن ميانه اي نداشتند با وارد كردن به عرصه اجتماع، مردم را با آن آشنا كرد.


وي در ادامه رابطه اصيل شاعران جوان با شعر گذشته و قلل شعري ايراني را خيلي كم دانست و افزود :
خيلي از جوانان ما در حال حاضر دنبال به دست آوردن فضاهاي جديد هستند و احساس مي كنند آن چيزي كه مسنحق بوده اند در شعر بدست بياورند، بدست نياورده اند و به دنبال فرافكني هستند تانشان دهند آنها در اين قضيه گناهي نداشته اند و گناه از ديگران بوده است. در بسياري از اشعار شاعران جوان ديده ام كه به هر خارو خاشاكي متوصل مي شوند تا خودشان را بالا بكشند و مطرح كنند و البته مطرح كردن،به عرصه آوردن و بلند كردن صداي خود براي شاعر چيز مثبتي است.


وي افزود:در شعر جوانان معاصر بيشتر از دغدغه هايي نظير اين كه ارتباطي ميان گذشته و حال داشته باشد. دغدغه مطرح كردن خودشان و ارائه كردن يك حرف تازه و جذاب كه عده اي را به دنبال خودش بكشاند مطرح است. البته در اين ميان كساني هستند كه كارهاي اصيل و درست و واقعي انجام مي دهند منتها خيلي كم هستند.


خالق مجموعه ""تا فرا سوي رفتن"" ميزان رجوع به معنويت در شعر جوان امروز را اينچنين ارزيابي كرد و افزود :
دو نگاه مي توان داشت. يكي اينكه هر جا سخن از دين و نماز آمد، اين به معني وجود معنويت است يا چون كنگره هاي شعر به اسم ائمه در همه شهرها برگزار مي شود، و به همه جوايزي مي دهند اين معنويت است. ولي اگر به دنبال اين باشيم كه چه مقدار تفكر در پشت اين قضيه است.  آن وجه متفكرانه و اصيل و برآمده از درك و شعور و تحقيق آن خيلي كمتر از وجه ظاهريقضيه است البته از ياد نبريم جوانان حاصل و دست پخت عملكرد مسوولان فرهنگي و آموزگاران اين جامعه بودند.


آرش شفاعي در پايان آسيب شناسي از شعر جوان انجام داد و گفت:
شعر جوان خيلي رها است و مشكل اين است كه جوانان به هر نحوه اي مي خواهند خودشان را مطرح كنند  به اين دليل كه ما شعر جوانها را رها كرده ايم و خيلي به نسل قبل بها مي دهيم و خيلي از چهره هايي كه حق آنها نبوده كه مطرح شوند مطرح شدند ولي شعر جوانهايمان يادمان رفته هر جا كه خواستيم جشنواره اي تشكيل دهيم و پولي خرج كنيم ياد جوانان افتاده ايم . منتها مركزيا نهادي كه بخواهد اين استعدادها را بشناسد و آنها را پروبال بدهد و فرصت شكوفايي استعدادها را به آنها بدهد و صداي آنها را به گوش ديگران برساند، نبوده به همين دليل هم خيلي از استعدادهاي جوانان هرز رفته براي اينكه مي خواسته اند با ديگران متفاوت باشند تا به چشم بيابند، خودشان را ثابت كنند .

وی اضافه کرد:بايد جايگاهي براي شعر جوان معرفي شود. استادان و بزرگان شعر بايد مقداري چهره استادي به خود بگيرند. با جوانها حرف بزنند و با آنها آشنا شوند. آنها را پي پير و بي راهنما نگذارند و بايد جسارت و تلخي زبان جوانها را تحمل كنند. البته يك سري انجمنها و مراكزي طي اين سالها كاركردند ، منتها كارهايشان اغلب به ثمر نرسيده يا ناقص بوده و نتوانستند اين نقش را بعهده بگيرند. عمده مشكل از اينجا جاري مي شود كه جوانان خيلي رها و بي سر پناه هستند و همه مشكلات را خودشان بايد حل كنند.