با یک قطره اشک در چشمم

 

 

-salam

-salam

-javab nemidi?

-salam kardam ha

-farmayesh?

-didam ham esmami umadam

-asl?

-arash

-29

-tehran

-جداً؟

-چه طورمگه؟

-آخه منم آرشم...29 سالمه...تهرانم!

-چه کاره ای؟

-بیکاره!مهمه برات؟

-توچی؟

-بگذریم!

-ازدواج کرده ای؟

-کی به من زن می ده!!

-همدردیم!

-من خیلی زشتم

-همه مردا اینجورین

-نه تام کروز نیست!

-معلوم نیست

-یعنی چی؟

-هیچی

-ولی زنها زشت ترند

-نه همه شون!

-نه بابا!

-خوب آره...

-خبریه؟!

-ای شاید

-پس زشت نیستی؟

-اون خوبه منو تحمل می کنه

-عاشقشی؟

-بگذریم

-منم عاشقم

-مبارکه...کی هست؟

-بگذریم!!شدیم 1-1

-من نمی تونم هیچ وفت بگیرمش

-منم

-تو جداًاسمت آرشه...29 سالته...تهرانی...عاشق یک زنی و نمی تونی بگیریش؟

-آره...چه طور

-تو دقیقاًمثل منی

-بعضی وقتها پیش می آد

-دنیا خیلی کوچیکه

-توی چت روم همه یا عاشقن یا دوست دارند بشن...حالا یکی شونم اسمش مثل تو در اومده

-نمی دونم

-دنیا کوچیک نیست

-چرا

-اونقدر بزرگه که من نمی تونم توش خودمو گم کنم

-چرا؟

-بگذریم

-چرا نمی تونی بگیریش؟

-حالا اسمت آرشه دلیل نمی شه همه چیز زندگیمو واست بگم

-هیچ وقت نخواستی بگی؟

-چرا ...ولی...

-منو که.نمی شناسی ..منم نمی شناسمت...بگو خلاص شو

-تو آرشی 29 ساله از تهران

-تا اینجا مثل همیم پس فکر کن با خودت حرف می زنی

-نمی تونم...

-می ترسی؟

-آره!

-ازمن؟...من که نه آدرسی از تو دارم نه شکلتو دیده ام

-بگذریم!

-نه این بار نمی گذریم!بگو خلاص شو!!

دست روی دلم نذار!

چی شده؟مشکلت چیه؟

-سخته

-چون سخته نمی تونی دیگه

-من تحت تعقیبم

-جالب شد!

-من یکی رو کشته ام

-جالب تر شد؟

-مسخره می کنی؟

-نه به والله

-حالا کجا کشتیش؟

-توی یک خیابون باریک...توی یک شب تاریک

-چرا؟

-عاشق طرف بود

-چرا هیچی نمی گی؟

-وقتی می مرد تو چشمات نگاه کرد؟

-آره

-چی توی چشماش دیدی؟

-یک قطره اشک

-یه چیزی رو می دونی؟

-چی؟

- من کشته شده ام ...توی یک خیابون باریک با یک قطره اشک توی چشمم