ببخشيد که به شدت قديمی است:

تو مهربانی مثل باران

 

روحی که از عطر حضورت تا ابد مست است

کی پای بست کوچه های تنگ و بن بست است ؟

شعر من و وصف شکوهت؟ قطره با دريا!

در پيشگاه تو بلندِ‌ آسمان پست است

تو مهربانی مثل باران ، گرم چون خورشيد

موعود اينان چون تتاران تيغ در دست است

روزی که تو از آسمان نازل شوی بی شک

خورشيد لولِ لول ابر و باد سرمست است

آن روز فطرت می شکوفد عجزمی خشکد

ممکن شود ناممکن و هر نيستی هست است!