اين شعر البته مال دو سه  سال پيش  است ...قبلاْجايی چاپ شده  بود که بعضی دوستان اظهار لطف کرده بودند...به هر حال دوباره می زنمش که  دوستان نظرشان را بگويند

 

 

 

شهریوری تو مطلع انگور چشم توست

مهر منی مقدمه نور چشم توست

 

چشم بد از تو دور که در این شب شدید

آن شعله ای که می وزد از دور چشم توست

 

در سایه کمانچه شیرین ابرویت

تلفیقی از ترانگی و شور چشم توست

 

خون چقدرها من عاشق به گردنش

در این زمانه تالی تیمور چشم توست

 

گنجینه ای است شعر من از برکت شما

فیروزه نفیس نشابور چشم توست

 

هر جا کمی  ز خمره خرم دمی زدم

یک استعاره بوده که منظور چشم توست

 

می خواستم هنوز غزل باشم و نشد

آنجا که نطق شعرشده کور چشم توست