نمای باز

درها گشوده می شود

نفس زنی

گردنم را قلقلک می کند

آن بالا

نوزادی جيغ می کشد

که مادرم حرام شد

آن بالا

کارآگاهان دوباره اشتباه کردند

آن بالا

پيرزنی مرد از بس جان داد

اين پايين

نفس ها قطع می شود

مسافران محترم ايستگاه پايانی است