برای شهيد احمد کاظمی...

ماه سربلند من

سالهاست

خسته بود

 از فراز شانه اش ستاره مي تكاند

 دل به اين حلب شكسته ها نبسته بود

 نام روشنش

بر زبان آسمان گذشت

 شامه ي پلنگهاي پير

 تا هنوز تير مي كشد