گزارش کنگره شعر میلاد آفتاب امروز در جام جم چاپ شده اما چون به دلایل اقتضائات صفحه بخشهایی از گزارش حذف شده متن کامل انچه برای چاپ رد شده بود را اینجا می گذارم:

دستاوردهاي كنگره سراسري  شعر ميلاد آفتاب

بحران مخاطب، توهم است

 

 

*آرش شفاعي

shafaei@jamejamonline.ir

شانزده سال پيش جمعي از شاعران و فرهنگ دوستان شهرستان خميني شهر در استان اصفهان گرد هم جمع شدند و بناي كنگره اي را پي ريزي كردند كه امروز به حادثه اي بي نظير در ادبيات كشور تبديل شده است. كنگره سراسري شعر ميلاد آفتاب كه هر سال در ايام ميلاد خجسته امام حسين ؛ حضرت ابوالفضل العباس و امام سجاد (ع) در اين شهرستان برگزار مي شود هرسال اقبال و توجه طيف بيشتري از مردم را به دنبال خود دارد و در اين گزارش به چگونگي برپايي شانزدهمين دوره آن خواهيم پرداخت.

 

 

خميني شهر كه قبل تر ها به آن سده مي گفته اند شهري است تقريباً چسبيده به اصفهان ولي به رغم  اين فاصله جغرافيايي اندك هنوز ويژگيها و امتيازات فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي مخصوص به خود را داراست . شهري تقريباً صنعتي كه كارگاههاي سنگ تراشي متعدد و مردمان هوشمندش آن را به شهري با وضعيت اقتصادي مطلوب تبديل كرده است. از سوي ديگر وجود مرقد شريف حضرت سيد محمد بن زيد بن علي(ع)  و بافت مذهبي شهر شوق به سالار شهيدان  را در جان و روح اهالي شهر شعله ور ساخته است. بنيانهاي اقتصادي مناسب و مردمي شيفته سار نام  امام حسين (ع) باعث شده است كه كنگره ميلاد آفتاب براي برپا ماندن و ادامه كار خود شرايط مطلوبي داشته باشد .

نكته در اينجاست كه اين كنگره برغم مدت زمان طولاني و پيگير برگزاري هيچگاه به دنبال حمايتهاي دولتي  نبوده است و به صورت هيات مديره اي و به  كمك ياريهاي مالي مردمي بر پا مانده است. تنها كنگره شعري كه از نظر سابقه به پاي "ميلاد آفتاب" مي رسد كنگره سراسري شعر دفاع مقدس است كه به دليل وابستگي به حمايتهاي دولتي در ايام برگزاري خود شاهد فراز و نشيبهاي فراواني بوده است كه به سليقه و نگرش مديران برگزار كننده بر مي گردد.

كنگره مردمي

مهمترين ويژگي اين كنگره همچنان كه گفتم مردمي بودن آن است به عبارت ديگر همه مردم يك شهر به برگزاري ان اعتقاد دارند و هرچه از دستشان برآيد براي برگزاري بهتر و كاملتر كنگره انجام مي دهند . در بسياري از رويدادهاي اينچنين كه در بسياري از شهرهاي كشور برگزار مي شود يك نهاد دولتي براي ارائه گزارش كار به مقامات بالاتر چند شاعر را دعوت مي كند يا فراخواني اعلام مي كند و كنگره يا جشنواره اي برگزار مي كند و با الصاق چند اعلاميه يا پرده به درو ديوار شهر از مردم مي خواهد براي شعر خواني شاعران برجسته كشوري به محل برگزاري جلسه شعر خواني بيايند. در اين گونه نشستها معمولاً چهرهاي تكراري كه براي مخاطبان داراي نام شناخته شده تري هستند حضور مي يابند و همه صداهاي شعر معاصر ايران شنيده نمي شوند ضمن اينكه استقبال از اين گونه برنامه ها نيز اندك و مايه خجالت است.

دليل اين امر نيز واضح است چراكه مردم  نشستهاي اينگونه را از خود نمي دانند و به دليل فراوان شدن جشنواره ها و نشستهايي كه به بهانه هاي مختلف در سراسر كشور برگزار مي شود رغبتي به حاضر شدن در اين برنامه ها ندارند؛ جشنواره هايي كه به نام بزرگان دين و ائمه (ع) برگزار مي شود و گاه در آنها شعرهايي قرائت مي شود كه با ابتدايي ترين آموزه هاي ديني در تقابل است.

بايد پرسيد نشستها و جشنواره هاو مسابقه هايي كه هر روز با استفاده از امكانات دولتي و به خرج بيت المال  در حال برگزاري است از چه رو پس از چندي به بن بست مي خورند و بي سر و صدا جمع مي شوند و يا در روند برگزاري آنها فراز و نشيبهاي فراوان اتفاق مي افتد ولي كنگره هايي نظير ميلاد آفتاب در خميني شهر و شعر عاشورا در شيراز هر سال پررونق تر از قبل مي شود؟ آيا به اين دليل نيست كه اين كنگره ها از دل مردم جوشيده و خود مردم پيگير حفظ و بقاي آن هستند؟

در سه روز برگزاري كنگره به وضوح خميني شهر همه امكانات خود را بسيج مي كند ؛ قشرهاي  مختلف مردم و معتمدان محلي و ادارات و سازمانهاو نهاد ها دست به دست هم مي دهند تا "ميلاد افتاب " را به زيباترين شيوه جشن بگيرند.

اين نشان دهنده آن است كه وارد شدن مردم به عرصه فرهنگ و  خارج شدن امور از انحصار دولت تا چه حد مي توان به سالم سازي بنيادهاي فرهنگي كشور كمك كند.

دولت در  اين عرصه وظايف مهم و بسيار حساسي دارد كه به دليل مشغول شدن به فرعيات و برگزاري كنگره ها و جشنواره هاي دولت ساز از آنها غافل مانده است.

بهتر است مسولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و ديگر سازمانها و نهادهاي درگير در عرصه فرهنگ به كنگره يادشده بيايند تا درك كنند بدون الطاف و حمايتهاي آنان شعر قابليت جذب مخاطب را داراست و آنچه شاعران از انان مي طلبند نه درگير شدن در فرعيات و اجراي جشنواره و شب شعر بلكه حل بن بستهاي اساسي پيش روي فرهنگ و هنر در كشور است.

شكست توهم بحران مخاطب

اگر به اين گونه كنگره هاي مردمي برويد صحنه هاي عجيب و شگفت آوري را مي بينيد. استقبال هزاران نفر از مردم يك شهر از يك گردهمايي ادبي براي شاعراني كه به نشستهاي خالي از مخاطب شعر در شهرهاي بزرگ عادت كرده اند صحنه عجيبي است.

من به شاعراني كه هنگام اظهار فضل در مصاحبه هاي مختلف به حال مخاطبان شعر دلسوزي مي كنند و از موضعي برج عاج نشينانه  از بحران مخاطب دم مي زنند توصيه مي كنم در ايام برگزاري كنگره ميلاد آفتاب حاضر باشند تا ببينند در صورت رفع موانع لازم براي ارائه شعر مردمي مخاطبان چگونه تشنه شعري هستند كه زبان دردها و داغها و دلنگي هاي آنان باشد و در عين حال شعريت آن نيز خدشه دار نشده باشد.

مردم هيچگاه هذيانات روشنفكر مابانه  و برآمده از توهمات  گروهي از مدعيان شعر را نخواهند پذيرفت و آنان نيز در حاليكه در دل از بي اعتنايي مردم به اين اداها و ادعا ها خشمگينند همچنان خواهند گفت: مخاطب بايد به دنبال ما بيايد و سطح خود را بالا ببرد!

استقبال خيره كننده مخاطبان از كنگره ميلاد آفتاب فقط استقبال كمي و نمايشي نيست بلكه به وضوح مي توان فهميد كه مردم ما تا چه حد شعر شناس و آگاهند . هنگامي كه جوشش آنان را از شنيدن يك بيت خوب يا  شعر قدرتمند مي بيني متوجه مي شوي كه اگر شعر با زبان و احساسات مردم  همراه باشد همچنان در ذهن و زبان مخاطبان جاي دارد.

اين استقبال بي نظير دليلي عيني و قاطعي بر اين است كه شعر توانايي تبديل شدن به محوري براي حركت زاينده فرهنگي در يك  شهر را دارد و  مي توان از اين پتانسيل براي حل مشكلات ديگر عرصه هاي هنري نيز سود جست.

 بحران مخاطب زاييده ذهنيتي است كه با ديدن معلولهايي نظير شمارگان اندك و بي رونقي بازار ادبيات در اولين هدف مخاطبان را متهم مي كند.

اين در حالي است كه اين معلول؛ ناشي از وجود مجموعه اي از علتهاي پيچيده است كه از جمله مي توان به نادرستي چرخه توليد و عرضه فرآورده هاي فرهنگي در كشور اشاه كرد.

اگر ابن چرخه ناسالم اصلاح شود بيگمان مخاطب انبوه براي شعر بهنجار در كشور كم نيست.  به همين دليل است كه معتقديم  بهتر آن است كه مسوولان به جاي وارد شدن در حوزه هايي  كه اثر بخشي آن اندك است و انجام آن  به دست مردم ممكن؛ در پي اصلاح مشكلاتي نظير فرايند توليد ، توزيع  و حمايت از آثار فرهنگي باشند.

حركت به سمت عوام زدگي ممنوع

در پيش روي حركتهايي نظير كنگره شعر ميلاد آفتاب البته افتهايي نيز وجود دارد  از جمله در غلطيدن به دام "عوام زدگي".

مردم گرايي در شعر متاسفانه در سالهاي اخير به سمت عوام زدگي سوق پيدا كرده است و عده اي اينگونه فكر كرده اند كه هرچه بيشتر عامه مردم را به دنبال خود بكشند به شعر بيشتر خدمت كرده اند. استقبال انبوه مخاطب اگر چه اتفاقي مبارك است اما اصل اصلي نيست. اصل بر اين است كه شعر خوب و هنرمندانه و متعهدانه در شكلي آرماني و كامل توليد شود و به دست مخاطب برسد. در اين راه نقد شعرهاي ارائه شده و برگزاري نشستها و سخنرانيهايي كه به آسيب شناسي شعر معاصر و جريانهاي آن بپردازد امر مهمي است كه كنگره از آن غفلت ورزيده است.

نكته مهم ديگر اين است كه بايد اين عطش به شعر به شكلي ظريف  و فرهنگي  پاسخ داده شود تا حركتهايي نظير برگزاري كنگره تداوم و اثر گذاري هميشگي داشته باشد.

بايد از فرصت كمياب همنشيني طيف گسترده اي از شاعران جوان و پيشكسوت براي چاره انديشي جهت بن بست شكني در عرصه شعر استفاده كرد و به ياد داشت كه اگر به صرف شعر خواني و عرضه شعر بسنده شود و حركتي براي تداوم اين خيزش فرهنگي و جا انداختن نياز به استفاده از توليدات فرهنگي از طريق عرضه كتابهاي شاعران جوان و ديگر آثار ادبي و هنري در فرصت برگزاري كنگره فراهم نشود تب استقبال از كنگره پس از مدتي فرو مي نشيند .

اگر مخاطب نشان داده است كه معناي شعر سالم و هنري را مي داند بايد او را به سمتي پيش برد كه غوطه ور شدن در شعر و هنر به شكل نيازي دائمي براي او در آيد. مخاطبي كه  از يك بيت زيبا به وجد مي آيد اما كتاب در سبد هزينه هاي او جايي ندارد ، مخاطب قابل اعتمادي نيست.

در خميني شهر طيفي از شاعران جوان و ارزشمند وجود دارند اما شمارگان كتابهاي آنان در حد شاعران بقيه شهرهاي كشور است و اينت وضعيت مطلوبي نيست.

برگزار كنندگان كنگره بايد به صورتي برنامه ريزي كنند كه بتوان از اين فرصت براي ارتقاي شعر و كمك به چالشهاي پيش روي آن بيشترين استفاده را برد به گونه اي كه شاعران ديگر شهرها نيز كتابهاي شعر خود را براي عرضه  به مخاطبان شعر شناس خود به خميني شهر بياورند و به اين وسيله كنگره سراسري شعر ميلاد آفتاب به اهداف واقعي و مهم خود بيشتر نائل شود.