یک شاعر: فرهنگ در کشور ما پایتخت زده شده است
 
 

فرهنگی: در شرایط فعلی در توزیع امکانات، فرصتها و بودجه ها برای تعالی شعر و تشویق هنرمندان جوان به هیچ وجه عدالت وجود ندارد.

آرش شفاعی، شاعر و روزنامه نگار در گفتگو با خبرنگار شبستان گفت: بنده چون بسیاری از دوستان دیگر فعالیت در زمینه شعر را از شهرستان شروع کرده ام و اگرچه به جد معتقدم که شعر سلوکی شخصی است و حمایتهای مادی و بودجه های دولتی و امثالهم نمی توانند شاعر بسازند معتقدم که در شرایط فعلی در توزیع امکانات، فرصتها و بودجه ها برای تعالی شعر و تشویق هنرمندان جوان به هیچ وجه رنگی از عدالت وجود ندارد.

سراینده مجموعه "تا فراسوی رفتن" ادامه داد: متأسفانه فرهنگ در کشور ما مثل بسیاری از حوزه های دیگر زندگی اجتماعی، پایتخت زده شده است تهران امروز از شکل یک نماد جغرافیایی به عنوان مرکزیت سیاسی کشور خارج شده و به هیولایی تبدیل شده است که همه امکانات و سرمایه های ملی را می بلعد و فرصتی برای اقلیم های دیگر کشور برای رشد و بالندگی باقی نگذاشته است.

وی که "مجموعه تهران شبیه هر شب دیگر سیاه بود" را زیر چاپ دارد، افزود: من یک سوال دارم و آن اینکه کجای این معادله عادلانه است که نفت را از زیر پای جوان خوزستانی بیرون بکشند ولی او برای بهره مندی از امکاناتی که از فروش نفت حاصل می شود همیشه با حسرت به جوانان تهرانی بنگرد که فقط مصرف کننده اند نه تولیدکننده.

این شاعر که مجموعه ای از شعرهای دفاع مقدس با عنوان "مشتی سرب در دهانم" را نیز زیر چاپ دارد، ادامه داد: در عرصه فرهنگ و ادبیات هم بار عمده تولیدات فرهنگی کشور نتیجه سلوک شخصی هنرمندان شهرستانی است که برای ادامه کار و فعالیت حرفه ای بیش از دو راه پیش رو ندارند، یا این که به زادبودم خود پشت کنند و به پایتخت بیایند تا در حیف و میل سرمایه های ملی با پایتخت نشینان شریک شوند یا اینکه در غربت خود در شهرستان بمانند و شاهد فرصت سوزی هایی باشند که به دلیل دوری از بساط پایتخت به آن دچارند.

این نویسنده که سفرنامه حج وی را با عنوان سنگ در سرزمین آینه ها در انتشارات سوره مهر در حال بررسی برای چاپ است، همچنین گفت: متأسفانه مسئولانی که که برای امور فرهنگی و هنری در شهرستان ها انتخاب می شوند، در بهترین حالت، کارمندان متوسطی هستند که در سلسله مراتب اداری ارتقا یافته اند. آنان نه بویی از فرهنگ برده اند و نه هنر. می ترسند چون به نان شب خود محتاجند و از آنجایی که از جنس هنرمندان نیستند آشفتگی ها، تندی ها و خروش های ناگهانی هنرمندان را نمی فهمند. به همین دلیل سعی می کنند جلوی هر اتفاق هنری را در حیطه مدیریت خود بگیرند تا خدای ناکرده هنرمندی در جریان این رویداد هنری دست از پا خطا نکند. تعطیلی هر روزه محافل هنری، نشست های ادبی، جلسات نقد و بررسی ادبیات، کنسرت ها، تئاترها و ... در شهرستان ها نشانگر همین موضوع است. به عبارت دیگر هنرمند شهرستانی در دو جبهه می جنگد: یکی برای اثبات هنر خود و گرفتن سهم خود از چرخه فرهنگی کشور و دیگری جبهه بی اعتنایی و بی اعتمادی مسئولان محلی که متأسفانه بودجه ها را در اختیار دارند.