نام محمد رضا سهرابی نژاد برای همه ی اهالی شعر آشنا ست. او از پیشروان تجدید حیات قالب رباعی در سالهای نخستین پیروزی انقلاب است. در گفت وگویی که با او انجام دادم و در اینجا می توانید متن کاملش را بخوانید در مورد خاطرات خود از سالهای پیش و پس از انفلاب سخن گفته است.مروری بر گزیده ای از این حرفها بد نیست

مسوول صفحه شعر مجله جوانان در سالهای پیش از انقلاب  آقاي عليرضا طبايي بود که به لحاظ محدوديت هايي که دستگاه برايش ايجاد مي کرد بيشتر کارهاي عاطفي و عاشقانه را چاپ مي کردند که از سال 1356 که فضا باز شد کارهاي سياسي هم منتشر مي کردند.طبايي براي جوانهايي که برايش شعر مي فرستادند ، نامه مي فرستاد و راهنمايي شان مي کرد که مثلا شعرتان را خواندم ، خوب بود يا زبانتان کهنه است يا مضامين شعرتان قديمي است ، بهتر است به موضوع هاي جديد بپردازيد و....البته همان طور که گفتم وقتي پيش او مي رفتيم و با او صحبت مي کرديم مي گفت که خيلي از شعرها را به دليل مضمونش نمي تواند چاپ کند. به هر حال ايشان در آن سالها طيفي از شاعران را که سالهاي بعد مطرح شدند نظير آقايان عباس باقري ، سيدحسن حسيني ، حسين اسرافيلي ، اکبر بهداروند و محمدرضا عبدالملکيان را راهنمايي مي کرد

گره خوردگي انقلاب به جنگ تحميلي باعث شد شعرهاي حماسي و تهييجي شاعران انقلاب اسلامي جاي خود را بين مردم و رزمندگان باز کنند. من خودم بارها رباعي هاي خودم و دوستانم را ديده ام که بر سنگ مزار شهيدي نقش بسته است ، مثلا اين رباعي را که: طنين نعره ام بر پاست مادر/تفنگم بر زمين تنهاست مادر/غريبانه نمردم در بيابان/سرم بر دامن زهرا (س) ست مادر

  آقاي مهندس ميرحسين موسوي سردبير روزنامه جمهوری اسلامی در سالهای نخست انقلاب بود و این روزنامه  به يک مرجع مهم و منبع کسب خبر براي علاقه مندان به خط امام و انقلابيون تبديل شده بود. در آن زمان حدود 20 نفر از شاعران با سردبير روزنامه همکاري مي کردند و هر روز در صفحه اول ، يک شعر منتشر مي شد و تاثيرگذاري اين شعرها هم به همين دليل بود

آقاي يوسفعلي ميرشکاک هم جوان پرشوري بود که تازه به تهران آمده بود و هر کجا شاعر خوبي مي ديد ، او را پيدا و با او مصاحبه مي کرد و آنها را در ستون «شاعران مسلمان» روزنامه به مردم معرفي مي کرد. اين روزنامه ضميمه اي هم منتشر مي کرد به نام «صحيفه» که مسووليت آن با آقاي سيد مهدي شجاعي بود و خود وي مطالب داستان و مصاحبه ها را آماده مي کرد. من مسوول صفحه شعر بودم و آقاي مرتضي سرهنگي در مورد انقلاب و جنگ مطالبي تهيه مي کرد و آقاي ميرشکاک هم با اين ضميمه همکاري مي کرد و بعدها مرحوم سيدحسن حسيني هم به اين جمع اضافه شد

مهندس موسوي بينش خاصي داشت و معتقد به ايجاد تشکلهاي فرهنگي و هنري و تقويت آنها بود. تشکيل حوزه نيز براساس همين ايده شکل گرفت. روزي اولين نشست تشکل ادبي حوزه در خيابان فلسطين شمالي تشکيل شد. به ياد دارم که مرحوم استاد اوستا ، زنده ياد سپيده کاشاني ، آقايان ضيائ الدين ترابي ، حسين اسرافيلي ، مصطفي رخ صفت ، رضا تهراني و... حضور داشتند

 محمد علی زم از سالهاي 53 و 54 در مساجد تهران با گروهي از هنرمندان از جمله آقايان فرج الله سلحشور ، دکتر سعيد کشن فلاح ، مجيد مجيدي و... فعاليت هاي هنري و فرهنگي با رويکرد مذهبي انجام مي دادند.
پيوستن اين دوستان به حوزه به فعاليت هاي آن شکل منظم و تشکيلاتي بهتري داد