هجوم ناگهانی شاعران كم مایه و سلب مسؤلیت گزینش های هنری از شاعران و روند خواننده سالاری در موسیقی كشور به سمتی خواهد رفت كه معدود شعرهای قابل توجه در عرصه ی ترانه سرایی نوین ایران در اقلیتی كم رنگ قرار گیرد و كم مایگی بی مانندی این عرصه را در خود فرا گیرد. ترانه اگر قرار است یك قالب هنری ارزشمند باشد كه باعث رشد و اثرگذاری فرهنگی باشد نباید از فرهیختگی، اندیشه ورزی و  رعایت سخت گیرانه ترین اسلوبهای هنری خالی شود.

ترانه به اعتبار نسبتی كه با هنر دارد نباید از بهترین و عالی ترین وجوه شاعرانگی خالی باشد و هر تلاشی برای رواج آسان گیری و پایین آوردن سطح توقع مخاطبان از این گونه ی هنری اولا ً ًبه معنی بازگشت به موسیقی مبتذل در شكل ایرانی تولید داخل  و ثانیا ً به معنی وداع گفتن معدود هنرمندان معتبر با این عرصه خواهد بود.

 

در این زمینه بیشترین مسؤلیت فرهنگی با آهنگ سازان است چرا كه درمثلث تولید اثر موسیقایی در كشور ما این ضلع به شكل عجیبی پررنگ تر از بقیه اضلاع است. آهنگ سازان كه خود اهل هنراند باید بپذیرند سلیقه ی آنان در گزینش شعر به تنهایی گواهی بر انتخاب بهترین سروده ها نیست و بر این حكم گردن گذارند كه شعر یك شاخه ی مستقل هنری است و كارشناسان و اهل فن خاص خود را دارد كه بهتر و اصولی تر از دیگران می توانند تفاوت یك اثر متوسط و خوب را تشخیص دهند و عیوبی را در متن هایی كه برای آهنگ سازی ارائه شده است تشخیص دهند كه یقیناً هنرمندان رشته های دیگر از درك و تمییز آن ها غافلند.

 

به هرروی در وضعیتِ كنونی ِ صحنه گردانی كوتوله های شعری در عرصه ی ترانه سرایی باعث شده است كه بسیاری با خود بیندیشند كه اصولا ً ظرفیتهای شاعرانگی این قالب محدود است و در آن نمی توان شعری گفت كه علاوه بر حس خردك شرری از اندیشه و هنرورزی در آن دیده شود و به همین اعتبار آنانی كه در شعر رسمی چیزی نمی شوند به این عرصه روی می آورند .

 

 متن کامل را اینجا بخوانید