شهریوری تو

آرش شفاعی چاپ گزیده‌ای از مجموعه غزل‌هایش را در دفتری با عنوان «شهریوری تو» در دست انجام دارد.\

شفاعی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره این مجموعه غزل گفت: دفتر شعر «شهریوری تو» برگزیده‌ای از غزل‌های من از سال 1373 تا 1389 است. حدود 30 غزل را برای انتشار در این مجموعه در نظر گرفته‌ام.

وی با تاکید بر این موضوع که اعتقاد چندانی به تقسیم‌بندی‌ غزل در حوزه کلاسیک و مدرن ندارد اظهار داشت: برخی از غزل‌های این مجموعه از زبانی کلاسیک و برخی دیگر از زبان غزل امروز برخوردارند. همچنین غزل‌های این مجموعه از نظر موضوعی نیز تقسیم‌بندی نشده‌اند.

این شاعر ادامه داد: این غزل‌ها براساس تاریخ سرایش آن‌ها در کتاب گنجانده شده‌ است و اغلب پیرامون موضوعات اجتماعی، عاطفی و یا دغدغه‌های شخصی سروده شده‌اند.

عنوان این دفتر برگرفته از عنوان یکی از غزل‌های این مجموعه است. صحبت‌های مقدماتی چاپ این مجموعه شعر صورت گرفته اما هنوز ناشر آن نهایی نشده است.

آرش شفاعی متولد 1354 در مشهد و فارغ‌التحصیل رشته مهندسی برق است. «تا فراسوی رفتن» عنوان نخستین مجموعه شعر او با مضمون دفاع مقدس است که در سال 83 منتشر شد.

«تهران شبیه هر شب دیگر سیاه بود»، «تکه‌های سرب در دهانم» و «جمعه خیابان ولی‌عصر» عنوان مجموعه شعرهای منتشر شده شفاعی هستند. همچنین به تازگی کتاب «سنگ در سرزمین آیینه‌ها» مجموعه‌ای از نثرهای شاعرانه شفاعی از خاطرات سفر حج توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسید.

لینک مطلب در اینجا

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه محمدی

سلام ... ببخشید در کامنت قبل آدرسم رو اشتباه گذاشته بودم..منتظر نظر خوبتون هستم.[گل]

مینی بوس

سلام آرش جان ای ماه جدید من کجایی؟ ابروت هلالی عاشقانه ست به روزم با چند تجربه از رمضانی که گذشت و یک عاشقانه که ۲۴ ساعته نازل شد و جند سطر ناب از دیگران و اینکه بیا…

leila hekmatnia

سلام سورنا به روز است . . وسط حرفهایم جایی است که می توانی بپری - اتانازی ؟ رگم آماس می کند از این همه تیغ...می دانم آن روز .... تو با عقل بز و هیکل آدم ات اسطوره شده ای در یونان من مرتاضی شده ام که شهادت می دهد : دوستت ندارم .... نداشتم . بر گرد به صحنه ای از زمین که به خاک داده من را می روم اما به اندازه یک آدم زمین نباش که با همه بگردی .. . . و حرفهایی برای خواندن در ادامه ی مطلب ... منتظر نقد ارزشمندتان هستم . با احترام - لیلا حکمت نیا

ساره

اون که به دستمون نرسید. شاید این ...

صولت فروتن

[گل]

سعید

سلام استاد. نمی دونم چی بگم فقط میگم کارتون عالیه. خوشحال میشم قدم رنجه بفرمایید و به منم سر بزنید و من رو هم از نقدتون بهره مند کنید. می دونم سرتون شلوغه اما منتظرم. در پناه حق موفق و پیروز باشید. یا علی. ............................................................................... من دلم مي‌خواهد خانه‌اي داشته باشم پر دوست، کنج هر ديوارش دوست‌هايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو...؛ هر کسي مي‌خواهد وارد خانه پر عشق و صفايم گردد يک سبد بوي گل سرخ به من هديه کند. شرط وارد گشتن شست و شوي دل‌هاست شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست... بر درش برگ گلي مي‌کوبم روي آن با قلم سبز بهار مي‌نويسم اي يار خانه‌ي ما اينجاست تا که سهراب نپرسد ديگر " خانه دوست کجاست؟ " (( فريدون مشيري ))

عموخندون

سلام برای پیامبر با زبان کودکانه شعر میخواهم عزیز چکار کنم؟