عاشقانه ی ملس

نیل آرمسترانگ

با زمین تماس گرفت:

او این جا هم نیست

او کنار من نشسته بود

و دنبال بهانه ای

برای قهر کردن بود

 

دوستت دارم

مث یه دیالوگ محشر

وسط یه فیلم در پیت

 

چارلز داروین

پیش بینی کرده بود

بشر در تکامل تدریجی اش

به او می رسد

او کنار من نشسته بود

و با حلقه اش بازی می کرد

 

دوستت دارم

مث یه عاشقانه ی ملس

از یه پیرمرد تریاکی

/ 74 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غلامرضاسلیمانی

سلام (( به من نامه بنویس...)) : خدایا این نمایشگاه را بین المللی تر کن! ما که راضی بودیم و هستیم و خواهیم بود....!!!!!! با عکسهایی از تخت جمشید و شیراز تا (( فکر کنم که فرشته های خدا هم یک کپی از دختران شهر تو باشند!)) چند دوبیتی(( خودم قلاب می گیرم برایت...)) و یک سپید کوتاه...

صدیقه حسینی

شاید این شعرها جبران تمام کوتاهی هایم باشد... به روزم و منتظر دست هایی که کلمه به کلمه برایم بنویسند این روزها شبیه بچه مدرسه ای ها تشنه ی یادگرفتنم و چقدر معلم شدن به تو می آید... . . . منتظرت هستم

ایمانی مهر

یک تشکر واقعی از طرف کسی که برای بیان شوق شگرفش بیشتر از این ندارد.

سردار شمس آوري

سلام دوست عزيز ... واقعن عاشقانه اي حسي عاطفي بود با جسارتهاي تصوير و فضا سازانه اما با جسارتهاي زباني و زير بنايي كم ... تا بعدي كه شعر باشيد ...

اسماعیل

سلام ارش جان... پیش گوی داروین دست بود اما این که کنار دست توست را مطمئن نیستم....

الهام باقری

تو مثل آبی دریا همیشه ساکت و آرام ولی آن آبی آرام چه آشوبی که برپا کرد. سلام. با غزلی به روزم . کلیک رنجه فرمایید. [گل]

الهام باقری

تو مثل آبی دریا همیشه ساکت و آرام ولی آن آبی آرام چه آشوبی که برپا کرد. سلام. با غزلی به روزم . کلیک رنجه فرمایید. [گل]

سورین چاقمی

تمبر پستی ام سرگردان تر شد با پستی به کوتاهی این شبها منتظرم با احترام: سورین چاقمی