می‌رسی اخم می‌کنی که چرا باز بوی سپند می‌آید

چه کنم؟ با وجود اینهمه چشم به وجودت گزند می‌آید

 

به جنون می‌کشد سر و کارم؛ کوچه از جیک جیک لبریز است

می‌رسی و زبان گنجشکان با ورود تو بند می‌آید

 

می‌رسی مثل سرو در رفتار ،چشم‌ها  خیره می‌شوند؛ انگار

که به جنگ قبیله‌ی قاجار لطفعلیخان زند می‌آید

 

می رسی و هوای فروردین جای باران گلاب می‌بارد

از هوای گرفته‌ی اسفند ، برف نه؛ حبّه قند می‌آید

 

باز زیبایی جهان کم شد،باز تقصیر توست می‌بخشی

بارها گفته‌اند اهل نظر به تو موی بلند می آید

 

دست‌های تو را که می‌گیرم بازهم دست می‌کشی از من

بر لب پاسبان و دستفروش بازهم نیشخند می‌آید

 

احتمالاً دوباره شاعرکی آمده شهر ما غزل خوانده

که به چشمت یکی دوماهی هست شعر من ناپسند می‌آید

/ 41 نظر / 51 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس ایمانیان

سلام آقای شفاعی. کار زیبایی بود!

سطرهای خالی

سلام شعر بسیار زیبایی خوندم واقعا عالی بود. همه قافیه ها خیلی محکم و چفت بودند و تصویرسازیاتونم باهاشون ارتباط قوی ای داشت. فقط جسارتا در بیت می‌رسی مثل سرو در رفتار ،چشم‌ها در تو خیره می‌شوند؛ انگار که به جنگ قبیله‌ی قاجار لطفعلیخان زند می‌آید ازونجایی که لطفعلیخان از قاجارهاشکست خورده و مغلوبشون شده احساس میکنم از عظمت معشوق این شعرکاسته میشه. درحالی که ابیات قبل و بعد این بیت معشوق رو به اوج بردند ولی باتوجه به واقعه تاریخی این ماجرا نوعی تنزل مقامِ معشوق پیش میاد. در هرحال یه شعر خیلی زیباخوندم. خوشحالم که کسانی هستند که قالب غزل رو که یه قالب خیلی کلاسیکه و در عین حال قالب دل ای دل های عاشقانه س که هیچوقت کهنه نمیشه اینجوری بازبان نوین اخت دادند. قلمتون سبز[گل]

ایزانلو

سلام و عرض ادب بسیار زیبا بود....[گل]

نتونستم به عنوان شاه بیت یکیشو کامنت بذارم....... درود بر ارش شفاعی عزیز کپی کردم با ذکر نام و رعایت حقوق صحب اثر....

سرخوش

سلام لذت بردم دعوتید[گل]

ابراهیم

در سرودن غزل بیشتر حواست به وزن باشه چشم ها در تو خیره می شوند انگار باید بشه چشم ها در تو خیره اند انگار فاعلاتن مفاعلن فعلن

علی مظفری

با سلام اقاي شفاعي بفرماييد چكامه سرا با 2 تحفه غزل به روز .اميد كه از نقدتون بهره ببرم.

هادی اسماعیلی

سلام عزیز دل؛ غزل بسیار خوبی بود؛ روانی و دلنشینی تصاویر مرا یاد غزل سعدی انداخت؛ یک سعدی خراسانی! احسنت

آرام

می رسی و هوای فروردین جای باران گلاب می‌بارد از هوای گرفته‌ی اسفند ، برف نه؛ حبّه قند می‌آید... ..... می رسی و هوای فروردین جای باران گلاب می‌بارد از هوای گرفته‌ی اسفند ، برف نه؛ حبّه قند می‌آید احسنت...