پادشاه می‌شدم اگر

چین می‌انداختم

خط می‌زدم

پیش می‌رفتم

تا دروازه‌ها

رو به روم  گشوده شوند

 

سرداران شکست خورده رانشان می‌کردم

و شانه خالی کردن را

نشانشان می‌دادم

می‌گذاشتم گورکنان

درخاک

دست کاری کنند

 

گردنش را می‌شکنم

کسی نامت را به زبان بیاورد

پادشاه نباشم حتی

/ 21 نظر / 96 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنیان

سلام سپاس گذارم جناب شفاعی عزیز[گل]

احمد محمودي

گردنش را می‌شکنم کسی نامت را به زبان بیاورد پادشاه نباشم حتی خيلي خوب بود ضمنا براي خوانش جديدم دعوتيد. نظر يادتون نره

امین موسی وند

درود دوست عزیز با احترام دعوتید به خوانش و نقد داستان "عادت" [گل]

سلبی ناز رستمی

سلام شعر زیبایی از شما خواندم ! موفق باشی دوست من !

فرزاد

سلام دوست گرامی برای شما پیشنهاد ویژه ای داریم! اگر به دنبال افزایش بازدید کننده برای وبلاگ خود می باشید اگر می خواهید ترافیک وبلاگ خود را بالا ببرید وبسایت ما این کار را برای شما انجام میدهد http://www.topcontent.ir فرصت را از دست ندهید و همین حالا ثبت نام کنید

واسع علوی

همه ی مشکل توی اینه که پادشاه نباشم حتی.

با سلام بازدید شوک بازدید واقعی در هر ساعت 400 بازدید داشته باشید این هم وبلاگ ماست به وب سر بزنید در پی ساخت سایت بودیم اما وقتش را نداریم متاسفانه> در الکسا>سازمان شمارش تمام وب های جهان> رتبه ی شگفت انگیز دریافت کنید<سایتتان بدرخشد در مرورگر ها >در هر ساعت 400 بازدید www.maktababolfazl.niloblog.com 09381518011

مهرزاد

سلام.مسطار به روز شد با غزل آینه از استاد سید مجید باقری در وبسایت: mestaar.blogfa.com