قرار

آمدم گفتند کاری اضطراری داشته

با خودم گفتم خدا! یعنی چه کاری داشته

 

گفت دل تنگ تو بودم حالم اصلاً خوب نیست

گفت بی من گریه کرده حال زاری داشته

 

گفت می‌خواهم کمی‌خلوت کنم پیشم نیا

من که می‌دانم دروغ است و قراری داشته

 

از صدایش خوب می‌فهمم که از من خسته است

خوب می‌فهمد چه گفتم هرکه یاری داشته

 

گفتمش یک روز رازی داشته با غیر من؟

در صدایش لرزه ای افتاد؛ آری داشته

 

گفت دربند توام دیوانه جان! گفتم نترس

هرکه زندانی شده راه فراری داشته

 

عشق برد و باخت دارد هر که عاشق می‌شود

در ضمیرش میل پنهان قماری داشته

/ 34 نظر / 62 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید احمدو

سلام بسیار زیباست. مرا می نوردد مهتاب در این ستاره چین بی پایان تو در کرشمه ی کدام ستاره پنهانی ؟ www.seyedahmado.blogfa.com پیروز باشید.

نارون

میل پنهانِ قمار! قمار بر سرِ جان...

عادل سیستانی

سلام سال ۱۳۷۴در جلسه ی شعر مشترک مشهدیها و زاهدانی ها شعرخوانی همدیگر را دیدیم از ان روز تاحالا همیشه نوع شعرخوانی شما در ذهنم باقی ست .موفق باشید نماز و روزه هاتون قبول, Alireza Sanchooli(Adel Sistani

عادل سیستانی

سلام سال ۱۳۷۴در جلسه ی شعر مشترک مشهدیها و زاهدانی ها شعرخوانی همدیگر را دیدیم از ان روز تاحالا همیشه نوع شعرخوانی شما در ذهنم باقی ست .موفق باشید نماز و روزه هاتون قبول, Alireza Sanchooli(Adel Sistani

یک نفر

سلام دوست من ترشی نخوری چیزی می شی.

گندم

شعرهای شما خلاق زنده و پر از تصویرهای دلنشین است روان موزون و ب اندام دوستشان دارم

رضا علیپور

سلام جناب شفاعی عزیز انصا فا از این غزل لذت بردم سلیس و روان و با شکوه باغزلی بروزم

A s H i L

بسیار بسیار زیبا و لذت بخش