تقدیر جاده بود- سفر بود- خانه بود

تا صبح بر لبان من و تو ترانه بود
دریا شبیه یک غزل عاشقانه بود
بحری لطیف بود، ردیفش ردیف بود
موسیقی کناری موج و کرانه بود
آن شب حواس روسری ات باز پرت شد
انگشت های ملتهب باد ، شانه بود
از جای پای وحشی مرد و زنی جوان
برساحل شنی همه جایی نشانه بود
گفتم اگر ترانه ی دریا شنیدنی است
من عاشق سکوت توبودم؛ بهانه بود
از مرزهای مطلق محدود رد شدیم
دریا هنوز پشت سر ما روانه بود
گیرم که دست می زدی و  شاد می شدیم
پای غمی  غریب ولی در میانه بود
خورشید می رسید شبیه زنی عبوس
تقدیر جاده بود، سفر بود، خانه بود
/ 57 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوست شما

سلام آرش عزیزم پای غمی غریب ولی در میانه بود .لذت بردم .

صادق آدینه

سلام بر حضور کم رنگ تان. لطفا آپ کنید که دست خالی برنگردیم.این حقیر نیز آپ است.

شروه

برای خوانش دعوتید همه

فریبامرتضایی

ترکی را دوست بدار کودکم! دوست بدار آنان را که زبانشان را دوست می دارند با تبریک روز جهانی زبان مادری[گل]

پریسا

زیبا می سرایی با آرزوی موفقیت [گل]

محمد حسن جمشیدی

سلام بدون اغراق دلم گرفت!: پای غمی غریب ولی در میانه بود منم با یه فکاهی بروزم...خوشحال میشم( قبلیه رو که سر نزدید!)

محسن عراقی

سلام مرسی از غزلتون اما نتونستم انگشت های ملتهب باد رو درک کنم باد با خودش التهاب رو هم میاره اما انگشت؟ میتونه با روسری رابطه ای داشته باشه اما با؟ اگه وقت داشتین توجیهم کنید راستی من با دو کار کوتاه هم منتظرتونم یا علی

هورام

ميل شكست نبود در عهد ميان ما آسيب اگر رسيد همه كار زمانه بود از اشنايي با شما و حضورتان بسيار خوشحال شدم با دو كار جديد منتظر هستم.

عروس شعر

سلام سلام سلام زیبا بود و بهتون تبریک میگم.........................به وب منم سر بزنید خوشحال میشم نظر بدین