نرگس خانم! به آقا مهدی زنگ بزن

چند روزی می خواستم این نوشته را اینجا بنویسم ولی تنبلی و شاید برخی مصلحت اندیشی ها بازم می داشت از نوشتن.

ماجرای خروج  خانم نرگس کلهر دختر مشاور رئیس دولت از کشور و پناهندگی ایشان به خارج ، اسباب جار و جنجال رسانه ای شده است و این خانم در رسانه های مستقر در خارج مرتب حاضر شده است و از طرفی اظهارات و پاسخ های متقابل رسانه ای پدر و مادر ایشان در رسانه های داخلی را دیده ایم و خوانده ایم.

در این که این قضیه خواهی نخواهی سیاسی است شکی نیست و هنگامی که دختر یک مقام ارشد دولتی علیه موضعگیری های سیاسی پدرش بی پروا حرف می زند ، موضوع برای رسانه ها جذاب است پس من هیچ رسانه ای چه داخلی و چه خارجی را در دامن زدن به این بحث مقصر نمی دانم . اصلاً حرف من سر چیز دیگری است.

خانواده ی کلهر به دلایلی که به خودشان مربوط است از مدت ها پیش دچار مشکلاتی بوده اند . این خانواده امروز با خارج شدن دختر خانواده و مصاحبه هایش علیه پدرش اختلافاتشان را از محیط خانه بیرون کشیده اند و در رسانه ها فریاد می زنند.اگر این خانواده به هر دلیل نمی فهمند که حتی یک خانواده ی دچار بحران نیز باید حرمت خود و انتسابشان را نگه دارند من و شمای رسانه ای نباید از خودمان بپرسیم که جای این دعواهای خانگی منظر عموم است؟ آیا عموم مردم باید در جریان باشند که اقای کلهر - که چه خط و ربط سیاسی شان را بپسندیم و چه نپسندیم شخصیتی هنرمند و فرهنگی است - چند ماه است منزل نرفته است و نفقه ی زن و بچه اش را چند حساب کرده است؟ 

خانم کلهر جوان و پدر و مادرشان هر سه در این ماجرای ناپسند مقصرند اما من بیشترین تقصیر را به گردن نرگس کلهر می دانم . گیرم پدر ایشان از نظر سیاسی  وحتی خانوادگی مرتکب اشتباهات بزرگی شده باشد - که به نظر من شده است- آیا این خانم باید از یاد ببرد که این مرد پدر اوست  ؟ آیا باید از صدای امریکا جواب پدرش را بدهد ؟ من و شمایی که امروز به دلایلی کاملاً سیاسی از این بی حرمتی خانم کلهر دلمان خنک می شود و کیف می کنیم  خودمان را به جای پدر ایشان بگذاریم و ببینیم این شیوه انسانی و اخلاقی است؟

پیوستن خانم کلهر به یک جریان سیاسی که مورد تایید ماست و به آن دل بسته ایم ( اگر دل بسته ایم) آیا جوازی برای تایید کاری ناشایست و غیر اخلاقی است؟ من شجاعت و هنرمندی نرگس کلهر ( بدون آن که بدانم محتوای فیلمی که ساخته است چیست) تحسین می کنم اما شاید از جایگاه یک پدر به او می گویم به پدرت زنگ بزن و از او عذرخواهی کن .بی شک  خیر تو در این است .

پی نوشت:لغو امتیاز روزنامه ی ارزشمند سرمایه یک روز پس از تکیه زدن محمدعلی رامین بر کرسی معاونت مطبوعاتی- بی سلیقگی تا کجا؟!

/ 39 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

به وقت گریه خودم را به وقت خنده تو را چکانده ام به زمین و رسانده ام به سما بلور بغض و سکوتم بیا و بشکن تو به یک تلنگر ناغافلم , همین حالا قضیه بر سر یک عمر زندگی با نوست اگر چه چانه زدم با تمام انسان ها هوای چشم تو کافی است تا بدل سازد مرا به سعدی و حافظ مرا به مولانا [گل]

محمدرضا طاهري

كامنتتون چقد ايهام داشت!... نگفتين با نقدهاي ايشون موافق نيستين يا با تعريفاشون..... ... يه عرضي خدمتتون دارم... شماره تونرو از دوستان گرفتم فردا مزاحم مي شم احتمالا.... مخلصيم... ياحق.

احمد جمعه پور

مرا به سبک غزلهاي دخترانه ببوس مسافرِ عقبيِّ هميشه ي اتوبوس! وبلاگ شاعز بوسه ها را اندازی شد... www.mini-bus.blogfa.com

سیده زهرا بصارتی

گیرم که چشم بسته برایم پدر شدی من بچه ای که هست تو را ناخلف شوم!!! [نیشخند] بیت از سرکار خودم!

روز دهم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: خبر :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: فراخوان آثار ادبي عاشورايي "روزدهم" شعر نثر ادبي داستان مهلت ارسال آثار تا پايان آبان ماه برا اطلاع بيشتر همين حالا سري بزنيد به: www.roozedahom.ir "مرکز پژوهش و نشر فرهنگ عاشورا- دزفول"

سونا پطروسیان

من هم شنیده بودم که فلان است و فلان..!! نظری هم ندارم چون قفلی که به دهنم بسته م خیلی سخت باز می شه! _______________________________________ در مورد روزنامه ی سرمایه هم .. یه چیزی خوندم یه جایی .. یادم نیست کجا!‌ولی این بود .. روزممه جای حرف نیست/ ماله ساندویچ و سطل و آگهیست. حالا اینم بسته شد .. خیالی نیست که .. شیشمونو با یه چیز دیگه تمیز می کنیم. فقط فرهنگی داره شروع می شه ....

گل سرخ

سلام[گل] در انتظار نقد استاد هستم