مرثیه برای درختی به پهلو افتاده است

(1)

من می شناسم این شوخ چشم را

گره کفنش را محکم کنید

 

پنبه ای را که در بینی اش فرو کرده اند بیرون می کشد

دود سیگارش سرخ می زند

شقیقه اش را می بوسم

پروانه ای را به کوهی کوبیدند

آه نگفت

 

لهجه مان باز می گردد

صدایمان شبیه شیشه های جوان شفاف می شود

شعر می خواند

بی آن که خودنویس ممیزی را مست کند

 

خاک را کنار می زند

ماهی سبک سر

در حوضچه ی کوچکش می لغزد

و ما جدی می شویم

می رویم در مراسمش اشک بریزیم

 

(2)

جل الخالق

این مورچه را ببین که نشسته غروب را تماشا می کند

مثل مردی که از برادر معشوقه اش کتک خورده باشد

 

ابر را ببین

که شعر سپیدی است در دفتر آسمان

و باران

که تنها گور تو را می شوید

 

مرده ای بودی

که در خاک تجزیه نشد

ترکیب شد

با آب و سنگ و درخت

 

(3)

زیر قولت زدی

قرار بود شعری بخوانی

که دهانمان باز بماند

با گورت

دهانمان را بستی

 

(4)

مرگ

زنی است با پیرهن گلدار

و چشم های نگران

وقتی جنینش هنوز تکان می خورد

 

مرگ دختربچه ای است با لباس نارنجی

که همبازی تازه اش

همیشه می سوزد

 

مرگ قماربازی است با دندان های زرد

که برگ ها را روی میز کوبید

و همه سوختیم

 

(5)

سرگذاشتم

بر شانه ی دزدی

که ماشینم را می زد

 

دوستم مرده است

و مامور راهبانی

چشمانش را بسته است

/ 32 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فراخوان پنجمین جشنواره بین المللی شعرفجر

نمونه فرم شرکت در ششمين جشنواره بين المللي شعر فجر: نام نام خانوادگی نام پدر شماره شناسنامه محل تولد تاریخ تولد کدملی نشاني محل سکونت کدپستی تلفن ثابت شماره تلفن همراه نشانی پست الکترونیکی اينجانب بامشخصات فوق وباارسال ... جلد کتاب... صفحه شعر، آمادگي خودرابراي شرکت دربخش سنتي - نيمايي و سپيد - سرود و ترانه - بخش ويژه کودک ونوجوان ششمين جشنواره بين المللي شعرفجر اعلام مي دارم. تاریخ امضاء [گل]

فراخوان پنجمین جشنواره بین المللی شعرفجر

به منظورارتقاي سطح کيفي شعروگسترش هرچه بيشترآن، به عنوان پشتوانه فرهنگي وثروت ملي، ششمين جشنواره بين المللي شعرفجر برگزار مي شود. اميداست شرکت فعال وموثرکليه عزيزان شاعر، باهرگرايش، سليقه وسبک شعري موجب بالندگي هرچه بيشتراين هنرملي گردد. اين جشنواره کاملاًرقابتي است وتمام سنين، مضامين، قالبهاو حوزه هاي شعري(سنتي، نيمايي وسپيد، سرودوترانه) وبخش ويژه کودک ونوجوان رادربرميگيرد. بديهي است ارزيابي براساس آثارارسالي خواهدبود وازبرگزيدگان به نحو شايسته اي تقدیربه عمل خواهدآمد. دراین دوره بخش ویژه ای به بررسی کتابهای پژوهشی حوزه شعرمنتشرشده ازفروردین 1385 تا پایان اسفند 1389 خواهد پرداخت. شرايط شرکت: 1- ارسال مجموعه هاي شعرمنتشرشده درفاصله زماني 1389 و1390ياحداقل10وحداکثر20صفحه شعر(ازتازه سروده ها)درهريک ازبخشهاي موردنظرشاعران 2- تکميل وارسال فرم شرکت درجشنواره به ضميمه 1برگ تصويرشناسنامه ياکارت ملي مهلت ارسال آثار: تاپايان وقت اداری روزچهارشنبه مورخ30 آذرماه1390 نشانی ستاد برگزاری: تهران،خيابان شهيدمطهري،خيابان فجر(جم سابق)، پلاک7،طبقه4،کدپستي:1589743111 تلفن:88342979 نمابر:88861324 [گل]

فائزه

فوق العاده بود .. يك حس عريان از دركِ مرگي كه نبايد اتفاق بيفتد اما مي افتد .. موفق باشيد استاد![گل]

مرسده

پنبه ای را که در بینی اش فرو کرده اند بیرون می کشد دود سیگارش سرخ می زند شقیقه اش را می بوسم پروانه ای را به کوهی کوبیدند آه نگفت...... [گل]

فاطمه

این شعرها... این روزا همه برای بروسان شعر گفتند اما این ها فرق می‌کند... این‌ سطرها واقعن داغ دارند... . . . و ما جدی می شویم می رویم در مراسمش اشک بریزیم ... جل الخالق این مورچه را ببین که نشسته غروب را تماشا می کند مثل مردی که از برادر معشوقه اش کتک خورده باشد ... با گورت دهانمان را بستی ... ممنون بی نهایت

ملیحه جبیری

درصحنه ی غریب زندگی هممون در نقش یک بازیگریم با همیم تو بازهای روزگارولی از درون هم بی خبریم تولد یه خاطره است انگاری زندگی شروع یک نمایشه کاشکی از دنیای این خاطره ها سهم ما تموم خوبیا بشه توپشت صحنه دنیا ی ما خوبی و بدی میمونه یادگار زندگی برای ما یه خاطره است از تمام قصه های روزگار بهتره به قلبامون دروغ نگیم زندگی هر جا که باشه میگذره من و تو مسافریم تو این روزا مثل خورشید تو نگاه پنجره همیشه از صبح تا شب قایم میشیم واسه پنهون کردن گریه هامون روی قلب و روحمون خط میکشیم اگه باز از روزگار دلت گرفت لحظه هات ثانیه هات ابری شدن بیا با من بیا با من ........ شعرتون بسیار زیبا و فوق العاده بود.ممنون استاد[گل]

زینب

سلام خیلی قشنگ بود مرسی لذت بردم