عوض شود

 عاشق شدم که لهجۀ جانم عوض شود

آن روزگار بی هیجانم عوض شود

شاید به دستگیری دستان گرم تو

خاموش خوانی ِ ضربانم عوض شود

می خواستم که لحن غم انگیز قصه ات

وقتی برات شعر بخوانم عوض شود

پر شد ضمیر من ز تو باید که بعد از این

دستور خشک مغز زبانم عوض شود

جز در حضور عشق شهادت نمی دهم

باید که ذکرهای اذانم عوض شود

در زندگی به قدر کفایت گریستم

لطفاً بخواه مرثیه خوانم عوض شود

قلیان زهر مار برایم بیاورید

گاهی مگر که طعم دهانم عوض شود

هر آدمی اگر چه که عاشق، اگرچه خاص

وقتی زمان گذشت گمانم عوض شود

شعر تو مثل قبل برایم قشنگ نیست

وقتی مخاطبت نگرانم عوض شود

گفتی که آمدم ولی البته ممکن است

تصمیم این که باز بمانم عوض شود

 

 

/ 34 نظر / 80 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل گاوزبان

قلیان زهر مار برایم بیاورید گاهی مگر که طعم دهانم عوض شود قلمت نویسا دعوتی به یه ته لیوان گل گاوزبان

ابوالفضل

عالي بود. ممنون.مرسي. شعراتون عاليه. مخصوصا شعر...باز تا شبهاي غمناك خراسان برده است........... مبتلاي حاج قربان و دو تارم كرده است. خدا ناصرتان بأشد.

سطرگريه

سلام آخرين سطرگريه با غزلي به روز است [گل]

واسع علوی

اکانتی که توی توئیتر به اسم شماست رو خودتون ایجاد کردید آقای شفاعی؟

Sahra Elahi

هنرمند گرامی قلمتان رسا در پناه خدا

سمیرا

عالی بود کیف کردم