برادر من

اختلاف در این بود

نطفه ی ما در بهشت بسته شد

یا برزمین

اختلاف  در این بود

که با سنگ

گردویی را بشکنیم

یا جمجمه ای را

 

مورچه ای عنبیه ام را به نیش کشیده

و نمی داند که درد می کشم

چون تو زنده ای

و از من خلاصی نداری

 

برادر من بودی

پیش از آن که کلاغ چیزی به تو بیاموزد

/ 156 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانوبارون

درود بی کران دوست همیشه و هنوز . زیبا بود . شادز ی و بدرود

غزال مرادی

سلام جناب شفاعی با این ایمیل از سوی یک ادم مرده است به روزم موفق وبهروز باشین

امیر

برای حفظ حقوق ملت ايران در دريای مازندران ، برپايه‌ی دو قرارداد 1921(مودت) و 1940(تجارت و بحرپيمايی)، ميان ايران و اتحاد جماهير شوروی و از آنجا که پنجاه (50) درصد دريای مازندران متعلق به ايران است و پذيرش سهمی كم‌تر از 50 درصد، در حكم تجزيه‌ی ايران است ، به آدرس زیر می رویم: http://maaz.ir/emza/ شرکت در این فراخوان ملی سپاس گذاری به مام میهن ایران و به تمام بزرگانی است که با جانبازی های خویش از نام و فرهنگ و آب و خاک این سرزمین پاسداری نموده اند، از کورش بزرگ و داریوش بزرگ تا بابک و سندباد و مازیار و مسلم خراسانی و آرش و یعقوب لیث ... گرفته تا شهدا و جانبازان جنگ ایران و عراق. به پاخیزیم و هم نام خویش را جاودان سازیم و هم از حقوق همه ایرانیان در دریای مازندران نگاهبانی کنیم و نشان دهیم که برایمان حقوق ملی بسیار از برنامه تلویزیونی نود که در ساعتی بیش از یک میلیون رای جمع می کند باارزش تر است. + نوشته شده در سه شنبه 6 بهمن1388ساعت 10:48 PM توسط ویراپ

مجتبی یاوری

درود بر شما با شعری در سطرهای مشقت به روز شدم میخواهم که بیایی و سطری بنویسی منتظر انگشتهای شما برای تایپ حرفهایتان هستم بدرود

سپیده مختاری

سلام آقای شفاعی با غزلی بروزم و مثل همیشه مشتاق نقد و نظر شما

مسلم محبي

سلام با اشتياق خواندمتان لب دريا منتظر شماست