سال نو آمد بجوی احوال نو

سال هشتاد و هشت با همه ی زشتی ها و زیبایی هایش رو به پایان است . سالی که در تاریخ تحولات این سرزمین بی شک از رویدادهای کوچک و بزرگش خواهند نوشت و این که ما در این سال پر فراز و نشیب زنده بودیم و همه ی آن چه آیندگان به قضاوت آن خواهند نشست را دیدیم و تجربه کردیم جای شکر دارد.

از همه ی خوانندگان نوشته های این قلم در این وبلاگ که در طول سال با نقدها و نظرها و لطف ها ( و احیاناً دشنام های اصول گرایانه) مرا نواختند و برای اصلاح نوشته هایم کمکم کردند ممنونم.

سال ١٣٨٩ را پیشاپیش با آرزوی سالی سبز و سرشار از رویدادهای شادی آور به همه تبریک می گویم و امیدوارم اگر نیش این قلم گاهی تندی کرده و کسی را رنجانده است مرا ببخشایند .

می خواستم پست آخر سال را با یک شعر جدید به روز کنم ، دیدم حیف است فضای زندگی بهارانه را با حرف های تلخ جدی حرام کنم پس در این پست یک شعر طنز با نگاهی متفاوت به داستان عاشقانه ی لیلی و مجنون می نویسم . این پست را زیاد جدی نگیرید فقط خواستیم دور هم بخندیم

هرچه inviteکسی راهی محمل می کرد

لیلی از روی ادا یکسره cancel می کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید- بلی

عشوه های شتری بود ز خود ول می کرد

لیلی آخر تلفن داد به مجنون روزی

چه دعا ها که به جان " گراهام بل" می کرد

پشت خط شوهر او گفت به مجنون چیزی

خواهر و مادر او را متحول می کرد!

آسمان بار امانت نتوانست کشید

از رضا زاده تقاضای " مکمل" می کرد

عشق یک بازی با صد levelمشکل بود

عاشق قصه ی ما طی مراحل می کرد

یک زمان کوچه ی معشوق به او سنگی زد

یک زمان چشم چرانی در منزل می کرد

اگر این خواهر ما کرم ندارد ز چه رو

یکسره میل به رژ گونه و ریمل می کرد؟!

بینی اش را عملاً کوچک و کوچک تر کرد

هیکل اش را قدماً باربی و خوشگل می کرد

 *

بیست و سی گفته که لیلی ز سران فتنه است

جنبشی در دل یک عده اراذل می کرد!

/ 58 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده بشارتی

سلام با انتظار آمدن بهاری... «گویند رمز عشق مگویید و مشنوید/ مشکل حکایتیست که تقریر می کنند» با خبر چاپ «پلک های قفل شده» و سه شعر به روزم و منتظر نظر تو ، دوست خوب مجازی! «رنگین کمان سهم کسانیست که تا آخرین قطره زیر باران می مانند... » با احترام: آزاده بشارتی

مجید سعدآبادی

___________________________________________ _________________________________________[گل] بهار تنها باز کردن چمدانی پر از شکوفه و شبنم است نه ماه پیش بدون آنکه سفری رفته باشیم آن را بستیم ___________________________________________ _________________________________________[گل] سلام دوست ادیب با شعری جدید به روزم

فهیمه حسینی علی آباد

طنز قوی ای بود اما سوژه ها خیلی پراکنده بودند. به روزم با آشپزخونه و اتاق خوابم دو تا شعر یکم خبرای خوب و بد می بینی حتی عید رو هم تبریک نمی گم!

مهدی حبی

سلام ممنون جناب شفاعی از لطف شما ممنونم

يلدا

سلام به روزم با بهترين عيدي كه مي‌توانست نوازشگر چشم‌هاي من باشد. قدم رنجه فرمائید.

راشد فلاحی

سلام عالی بود.کلمات امروزی تو یه بافت کلاسیک اونم طنز. از کارهای جدیدتون بی خبرم نگذارید.

شهرآشوب

سلام با اینکه بی دعوت اومدم و شعرتونو خوندم انصافن کار زیبایی بود. ممنون عجالتا برای خوندن یه طنز داغ داغ دعوتید[گل]

شهرآشوب

سلام با اینکه بی دعوت اومدم و شعرتونو خوندم انصافن کار زیبایی بود. ممنون عجالتا برای خوندن یه طنز داغ داغ دعوتید[گل]

شهرآشوب

در ضمن بی اجازه و با افتخار لینکتان ا[گل]فزوده شد