آن گاه پس از تندر

از صفحۀ نمی دانم چندِ رمانی از بولگاکف بیرون آمد

گفت : بنشین شطرنج

یاد شعری از اخوان افتادم

که درها کیپ شد

 

در شیشۀ عینکش انفجاری دوردست

و کودتایی خونین بود

 

سایه هایی در اتاق چرخ می زدند

سیگار می کشیدند

و به هم خیانت می کردند

سایه ای کمرنگ دست در گردنم انداخت

خواستم که... اسبم رم کرد

 

برخاست

و عینکش کدر شد

کم کم مات بودم

که گربه ای پشت در

بیدارم کرد

 

 

این شعر در یانوس

شعری از من در عقربه

نشست نقد و بررسی مجموعه شعر دوست شاعرم نادرپناه زاده در خبرآنلاین

/ 23 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کبری موسوی قهفرخی

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق "ترانه ماهی ها"با ارادت به استاد فقید "جلیل شهناز "به روز شد.

محبوبه زیدی....خرم آباد

زمین لب از پیشانی من بر نمدارد که خدا هی برای زانوهایم پیامبر میفرستد... با بوسه های تو در خیال من پیر میشوی پیر که من همیشه در رکعت آخر نمازم شکست میخورم... بزرگت که کردم پرچمم را که بر دوش گرفتی به آسمان که بخشیدمت فریاد زدم حی علی انسانی که دوستش داری... ***** زمین چشمهای من شو دستهای من شو که دارم کور میشوم از این همه سجده فقط به قد یک صبح گندم بپاش برای من برای این همه آدم بودنم بپاش که بعد از تو مجسمه های گرگ راهم را کج کردند با چشم های بسته اشان با مردانی که تنها زوزه میکشند زن بودنم را... میخورند واژه هایم را میرقصند با نام من وبعد میمیرند بر سینه هایم که مرا بر دوش رسوای صبح بکشانند زن بودنم را وکشکولم را از شانه هایم باز کنند پر از بغض شعرهایم را بعد بفهمند که خدا برای من زاده شده است با دو دستم که پرچمت شدم و راه افتادم بر شانه های پیامبرت... که ببینی آخر جهان دوچشم من است که از تن بسته میشوم بر هرچه تو واز عشق باز میشوم بر هر چه آسمان...با سپاس واحترام وارادت..

عبدالرضا شهبازی

سلام درگاه 5 رسید ؟

mohammad

طراحی وب سایت ارزان قیمت طراحی سایت شخصی و تجاری با کمترین هزینه طراحی قالب سایت بهینه سازی وب سایت برای موتور های جستجو تبلیغات و بازاریابی اینترنتی پارسیان تبلیغ: Parsiantabligh.ir

آريا معصومي

سلام دوست عزيز. دعوتيد به خوانش يك داستان. اگه ميشه لطف كنيد من رو لينك كنيد .من شما رو لينك كردم

یلدا

سلام شعرهاتون پره خشونته!!! [وحشتناک] می خواستم بگم بروزم... دعوتید...

فاطمه

سلام .. بعد از یک مدت خیلی طولانی آمدم اینجا ... مثل همیشه این تیپ شعرهات را باید چند بار بخوانم تا بفهمم ذهنت کجاست و منم برسم همان جا!! ... ولی خب فکر کنم الان رسیدم :)

مارال عباسي

دعوتید به خوانش پنج اپیزود کوتاه از دغدغه هایم...