زیبایی تو بیش­تر از حدّ مجاز است

تقصیر تو شد شعرم اگر مساله­ساز است

زیبایی تو بیش­تر از حدّ مجاز است

هرچند که پوشیده غزل گفته­ام از تو

گفتند به اصلاحیۀ تازه نیاز است

گفتند و ندیدند که آتش نفسم من

حتّی هوس بوسۀ تو روح­گداز است

تو آمدی و پلک کسی بسته نمی شد

آن دکمۀ لامذهب تو باز که باز است

مغرورتر از قویی در حوضچۀ پارک

که دور و برش همهمۀ یک گله غاز است

گیسوت بلند است و گره دارد بسیار

جذابیت قصه­ات از چند لحاظ است

از زلف تو یک تار به رقص آمده در باد

چابک­تر از انگشت زنی چنگ نواز است

عشق تو تصاویر بهارانۀ چالوس

پردلهره مانند زمستان هراز است

چون سمفونی نابغه­ای یک­سره در اوج

وقتی که نشیب است؛ زمانی که فراز است

ای کاش که هر روز بیایی و بگویم:

می خواهم عاشق بشوم باز؛ اجازه است؟!

/ 80 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زینب چوقادی

به به!

هیور

زیبایی تو بیش­تر از حدّ مجاز است...... درود بر شما

یوسف خورشیدی

سلام جناب شفاعی غزل های زیبایتان را خواندم زبانی امروزی و تصاویری شخصی به وبلاگم بیایید منتظر حضور گرم و تبادل لینک هستم http://usefekhorshidi.blogfa.com

الی

می دونم..ارش جان دخترونش کردم..بد کاری کردم؟

صحرا

یعنی اسم یه شعر دلیل جذابیتشه... البته برای من والبته ازشعرایی که مصرع اخرشون...خیلی قشنگ تر از کل شعره...خیلی خوشم میاد مرسی... موفق باشی و خیلیم قشنگ بود...!!!

صحرا

یعنی اسم یه شعر دلیل جذابیتشه... البته برای من والبته ازشعرایی که مصرع اخرشون...خیلی قشنگ تر از کل شعره...خیلی خوشم میاد مرسی... موفق باشی و خیلیم قشنگ بود...!!!