درام

در ایروان

سرنوشت زنی را دیدم

که چند هزار درام  قیمتش بود

قدری بیشتر از مجسمه ی سنگی مریم

 

خورشید گرم بود

با مجسمه ی مادر

روسپی زیبایی می لرزید

و با صلیب گردنش

بازی می کرد

 

پ ن: درام واحد پول کشور جمهوری ارمنستان 

 

/ 44 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان مهدیان

سلام آرش عزیز با شعری منتظرم تا شاید سر حرف باز شود هجووووووووووم[خداحافظ]

باران سپید

سلام نگران باش رفیق! این دنیا با آدم هائی لب به لب شده است که روز روشن از جیب هم رد می شوند. منتظر حضورتان هستم.[گل][بدرود]

یوسف شیردژم

سلام بر آقا آرش گل سال نو مبارک استفاده کردم ممنونم خبر مهمی دارم سری بزنید برقرار باشید

محسن

سلام دوست عزیز.امیدوارم خوب باشین و سال نو رو به خوبی شروع کرده باشین.با یک چهار پاره در مورد شهدای جانباز به روزم.اگه میشه بیاین و نقدش کنین.حالا هر نظری دلتون میخواد بدین.ممنون ازتون.تا بعد

سعیدی راد

اینا رو که تو بیروت دیدیم!!! خیلی مخلصیم.

سامر نبی بخش

سلام مهربان! کار خوبی بود و من هم به روز منتظر توام...

کامبیز منوچهریان

سلام. "ترجمه شعر" به روز شد. منتظر نقد و نظرات ارزشمند شما هستم. با سپاس.

رامین

سلام.لطفا ماراازنظرات انیشمندانه ی خویش بهره مند نمایید.