زنگ می زنم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خودش برمی دارد خوشبختانه

صدایش به گونه نسیمی در تابستان مضاعف به صورتم می خورد

در سکوتش آرام می شوم

       چون کوچه های ده در صلوة ظهر

 

 می خندم

           می چرخم

                     می رقصم

قرارمان را گذاشته ام

قرارمان را

با

مرگ

 

/ 65 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سينا حلمي

ديگه سلام لازم نيست! (مثل خودت که ادب نداری). حرفم هم با تو نيست بلکه با ديگر دوستانيه که ميان اينجا. ميخوام به همه‌شون توصيه کنم يه وقت شعر اين آرش شفاعی رو نقد نکنيد مياد توی وبلاگتون دری‌وری ميگه!!

زینب

سلام، خوبی؟ ... چه ناز شروع شده بود و چه خشن تموم شده بود.... ولی خیلی خوشگل بود لذت بردم

مریم حقیقت

سلام لطفا آرين شعر را در قالب جديد ببينيد و نظر بدهيد . متشکرم يا علي

مهدی شجاعی

سلام ///دوست عزيز///بسيار زيبا بود/// از طريق وبلاگ بهرام کمالی با شما آشنا شدم///با يه شعر و ۲تا پيشنهاد به روزم

حسن نژاد

با سلام و تجدید . از این که اسمت را در برگزیده های شاعران شبهای شهریور دیدم خوشحال شدم . این موفقیت را تبریک می گویم . امیدوارم همیشه موفق باشی. یا علی

قلم و کاغذ و احساس

سلام خوبی خسته نباشی ...ما هرجا رفتيم صحبت از رفتن بود ..بابا بی خيال زندگی زيباست ...تا شقايق هست زندگی بايد کرد ...اين ديگه چه جور قراريه ....بابا برای هممون يه روز مشخص شده ..ديگه چرا بشينيم غصه اون روز رو بخوريم ..بايد حالمون رو زندگی کنيم گذشته رو بذاريم کنار و آينده هم برای روز خودش که يه روز حال ميشن ديگه بس بيان زندگی رو زيبا ببينيم و زيبای زندگی کنيم ..يا حق

خلاف سنگین

ميبينم که دوستاتو جمع ميکنی بيان ازت تعريف کنن :)) چقدر يه نفر ميتونه محتاج اين چيزا باشه. کاش به جای حرص اينجور چيزا يه کم شعر ميفهميدی

mahdi

سلام........آمدم...........//دريا توی نگات مد گرفته//امروز هم//چشمهات شب اند/////..............منتظرم.......مهدی

hasty

دنياي وارونه اي داريم .... مرگ يا گرم ؟ ! خوش باشي